يارانش گفت : امشب در اين مسجد گويا غير از ما وجود دارد . استاد تبسّمى كرد و گفت :
پسر ادهم است ، چهل شبانه روز است شيرينى عبادت را نمىيابد . چون اين سخن بشنيدم بيرون آمده و گفتم : نشانى درست است به خدا قسم ، سببش چيست ؟ گفت : در فلان روز در بصره خرما خريدارى نمودى ، خرمايى بيفتاد ، پنداشتى از توست ، برداشتى و در پيش خرماى خود نهادى . چون اين بشنيدم به بصره رفتم و از مرد خرما فروش حلاليّت خواستم ، خرما فروش گفت : چون كار بدين باريكى است من ترك خرما فروشى كنم و يكى از برجستگان شد . « 1 »
( 3787 ) ولىّ مجهول هراتى « 2 »
ابوالقاسم جنيد - متوفى به سال 299 - حكايت ملاقات درويش هراتى را كه شاگرد وى است [ يعنى ولى مجهول ] با سرّى نقل مىكند كه در ترجمه سرّى ذكر آن گذشت . « 3 »
( 3788 ) ولى مجهول يمنى « 4 »
ذوالنّون مصرى - متوفى به سال 248 - حكايت خود را با وى ذكر مىكند . مراجعه شود به ترجمه ثوبان ابن ابراهيم . « 5 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح حال ابراهيم ادهم .
( 2 ) . هراتى : منسوب به هرات ، شهرى معروف و قديمى در شمال غربى افغانستان نزديك مرزهاى ايران .
( 3 ) . ر . ك : شرح حال سرّى .
( 4 ) . يمنى : منسوب به يمن كشورى معروف واقع در جنوب غربى شبه جزيره عرب .
( 5 ) . ر . ك : شرح حال ذوالنّون .