تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
تبديل كند ، پس آيا ظرفى از گل ديده‌ايد كه آتش آن را نبپزد و به سفال تبديل شود ؟ اى مسكين‌ها ! شيطان شما را نفريباند به اين كه با شما وارد آتش مىشود و مىگوييد : خدا مىگويد : « هرآينه جهنّم را از تو و از هر كس از آنان كه تو را پيروى كند ، از همگىشان ، خواهم انباشت . » خداوند شيطان را از آتش خلق كرده است و او به اصلش رجوع مىكند ؛ ولى شما از گل خلق شده‌ايد ، آتش در استخوان‌هاى شما وارد مىشود ، اى مسكين‌ها ! نگاه كنيد به اشاره‌ى خداوند در خطابش به شيطان كه مىفرمايد : « حتماً جهنم را از تو پر مىكنم » و اين جا توقف كن و بعدش را نخوان ، به او فرمود : « جهنم از تو است » و آن سخن پروردگار است كه : « جن را از شعله‌اى از آتش خلق كرد » ، پس كسى كه داخل خانه‌اش شود و به خانه‌اش بيايد و اهل خانه‌اش جمع شود ، مثل غريبى نيست كه وارد خانه مىشود ، پس او بر مىگردد به آن چه به آن افتخار مىكند ، مىگويد : من از آدم بهترم ، مرا از آتش آفريدى . » پس خوشحاليش از اين جهت است كه به اصلش رجوع مىكند ، و شما اى نحس‌ها ! طينت شما به آتش فخر مىجويد ، پس از شيطان نشنويد و او را اطاعت نكنيد و به محل نور فرار كنيد تا سعادتمند شويد . اى مسكين‌ها ! شما كور هستيد ، نمىبينيد آن چه را كه من مىبينم ، مىگوييد : سقف اين مسجد را جز اين استوانه‌ها نگه نمىدارد ، شما آن‌ها را اسطوانه‌اى از سنگ مىبينيد ولى من آن‌ها را مردانى مىبينم كه خدا را ياد و تمجيد مىكنند ، به واسطه مردان آسمان‌ها قائم است ، پس چگونه اين مسجد اين گونه نباشد نمىدانم ، اما من كورم اين اسطوانه‌ها را سنگ نمىبينم و اما شما كوريد كه آن‌ها را مردان نمىبينيد و به خدا سوگند اى برادرانم ! نمىدانم نه به خدا سوگند كه شما همان كورانيد . سپس از آن‌ها من شهادت خواستم نه از مردم ديگر ، و گفت : اى جوان ! آيا حق نمىگويم ؟ گفتم : بله ، سپس كنارش نشستم و شروع كرد به خنديدن و گفت : اى مردم .