چه قدر تقوى زينت دارد و چه قدر گناه قبيح است و هر كسى نسبت به جنايتى كه كرده است مؤاخذه مىشود و نزد خداوند جزاست .
در پايين آن نوشته شده بود :
« إنّما العزّ والغنى فى تُقى اللَّه و العمل . »
همانا فقط عزت و بىنيازى در تقواى خداوند و عمل است .
چون تأمّل در آنها كردم و فهميدم ، آن شخص به من نگاهى كرد ، سپس وى را نديدم ، نمىدانم رفت يا از چشم من غائب گشت . « 1 »
( 3776 ) ولىّ مجهول
حاج محمود ملّا آقاجان زنجانى مىگويد : وقتى به كاروان سرايى در شهر زنجان رفتم براى ملاقات مردى كه مطلع شده بودم از اوليا است و در آن جا سكونت دارد . به محافظ آن جا گفتم از وى اجازه ملاقات مرا بگيرد . جواب داد : آن مرد مفلوك و فقيرى است احتياج به اجازه ندارد ، اطاقش را نشان داد ، نزديك درب اطاق كه رسيدم صدايش بلند شد :
ميكده حمام نيست * سر زده داخل مشو
متحيّر ايستادم ، اجازه داد ، وارد شدم ، سلام كردم جواب داد و گفت : چرا اين جا آمدهاى ؟ گفتم : به همان دليل كه موسى - عليه السّلام - نزد خضر رفت . گفت : ادّعاى بزرگى كردى ، تو مثل حضرت موسى - عليه السّلام - هستى ؟ گفتم : در مثَل مناقشهاى نيست ، من مثل حضرت موسى - عليه السّلام - دنبال تحصيل علم هستم . گفت : تو نمىتوانى با من همراه باشى ولى چند دستور به تو مىدهم اگر به آنها عمل كردى ممكن است پيشرفت فوق العاده بكنى .
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح حال ابراهيم بن ادهم .