تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
ودليل على الصدق ؛ والفكر أصل ثمرته المعرفة ؛ والمعرفة ثمرة طعمها العمل ولذّتها الإخلاص ؛ والإخلاص لذّة غايته النعيم ؛ والنعيم غاية ليس لها انقضاء ؛ أيدى العقول تمسك أعنة النفوس ، والنفس مسخّرة للعقل ، والعقل يستمدّ من الأنوار الإلهيّة ، وعنه تصدر الحكمة الّتي هي رأس العلوم وميزان العدل ولسان الإيمان وعين البيان و روضة الأرواح ونور الأشباح وميزان الحقائق وأنس المستوحشين ومتجر الراغبين ومنية المشتاقين . الحكمة إصابة الحقّ ، فإذا أوردت على القلب ، دلّت على مكامن الهوى ، وجلّت أصداء القلوب ، وأماتت عيوب البواطن . » لذت جان‌ها در مناجات با خداوند پاك است و لذت دل‌ها در آهنگ‌هاى انسى است كه به طرب در مىآيد ، در خانه‌هاى وسيع پاك با صداهاى توحيدى در باغ‌هاى بزرگ ، داشتن با معانى طرب‌انگيز از آن معانى [ آيات قرآنى ] كه به يكديگر برمىگردد كه صاحبانش را در پله‌هاى آرزوها به جايگاه راستى نزد پادشاه با قدرت بالا مىبرد و لذت روح‌ها نوشيدن با كاسه محبت از دست‌هاى عروس‌هاى گشاينده از نزد حق در خلوت وصل بر بساط مشاهده و حيرت بين عالم هستى در نور عزت پروردگار و خواندن آن چه بر صفحه‌هاى كتاب‌هاى روح‌انگيز ذرات وجود با قلم توحيد است ، مىباشد نه چنين است ، بلكه او خداى با عزت حكيم است و لذت باطن‌ها مطالعه نسيم حيات دايمى و رسيدن به حقايق غيب‌ها با باطن دل‌ها و معاينه با افكار براى سيركننده باطن‌هاست و لذت عقل‌ها ملاحظه اسرار ملكوت است كه مخفى از چشم‌هاست با باطن‌هايى كه بر افكار احاطه دارد ، پس دل‌ها حقايق غيب‌ها را مىبيند و مصاحبت دارد با قبول شواهد اسرار ، پس باطن‌ها به درياهاى فكر وارد مىشود و جان‌ها مطمئن مىشود به آن چه به آن ملحق مىشود به آن از عالمى كه در حجاب است . پس هر زمان از غيب‌ها پرده‌هاى دلالتش بر محكم بودن و صنع و جالب‌ترين ايجاد ، بالا رود ، عقل‌ها به هيبت و فكر مىافتد و عبرت‌گيرى از درون خارج مىشود ، پس در اين وقت قلب ظاهر مىشود ، بعد از عبرت‌گيرى با شواهد و همت او را بالا مىبرد و فكر ترقّى مىكند و چيزى مانع آن نمىشود ، پس فكر راه به سوى حق و دليلى بر راستى است و فكر ريشه‌اى است كه ميوه‌اش معرفت است و معرفت ، ميوه‌اى است كه طعمش عمل است و لذتش