تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
- توحيد در عالم قدس خويش منزّه از گفت و شنود و عبارت و اشارت و ديده و صورت و خيال و حسّ و حيات و چنين و چنان است . اين همه لوث بشريت دارد . شناخت توحيد از لوث بشريت منزّه است وحده لا شريك له اين اقتضا مىكند . - مرد بايد كه گوينده خاموش و خاموش گوينده و اين حديث وراى گفت و خاموشى است ، نخست زبان بايد كه بسته شود تا چشمه دل بگشايد ، هزار زبان خداى گوى با فصاحت درست ، زبانيت بينى به دوزخ ، مريد صادق را از خاموشى پيران فايده بيش از گفت بود و گفت را خلعتى فرستاده‌اند با شرك آميخته . - مريد اول قدم مختار باشد ، چون بالغ شود اختيارش نماند ، علم او در جهل خود بيند و اختيار او در بىاختيارى خود و بيش از اين بيان كردن آفت است . - در هر كار كه نفس تو در آن موافق باشد با دل ، دل برگير از آن كار و هر كارى كه در او خلاف نفس است آن جا دل بنه و قدم استوار دار ، تا آن را به خزانه قبول فرستند ؛ اگر چه صورت طاعت ندارد ،
فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ
« 1 » ؛ ( پس خداوند بدىهايشان را به نيكىها تبديل مىكند . ) - برقى از شواهب الهيّت بتابد با بشريت آن كند كه عصاى موسى با سحره فرعون كرد
وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ
« 2 » ؛ ( و خدا بر كار خويش چيره است . - نور الهى همه چيزها را در كنف خود بدارد . گويد : شما به صحراى وجود مىآييد كه آتش غيرت ، همه را بسوزد ؛ ما خود رزق شما به شما مىرسانيم . - اسرار مشايخ ، روضه توحيد است نه عين توحيد . آن جا كه استاد ، كبرياى او است ، وجود و عدم خلق هر دو يكى است و از آن جا كه جبروت است ، افتقار و انكسار و افتخار خلق يكى است . - اين خلق آن جا كه قدرت است آشكارند و آن جا كه توحيد است منفى . خود را
هامش
( 1 ) . سوره‌ى فرقان ، آيه‌ى 70 . ( 2 ) . سوره‌ى يوسف ، آيه‌ى 21 .