- شريفترين نسبتها آن است كه نسبت جويى به خدا به عبوديّت .
- افضل طاعات ، حفظ اوقات است .
- مخلوق اگر چه عظيم قدر باشد و بزرگ خطر ، چون حق او را ادب كند ، متلاشى شود .
- هر كه گويد من ، با قدرت منازعت كرده است .
- تن ، همه تاريكى است و چراغ او سرّ است ، هر كه را سرّ نيست او هميشه در تاريكى است .
- احوال خلق قسمتى است كه كردهاند و حكمتى كه پرداختهاند ، حيلت و حركت را به دريافت اين مجال نيست .
- عبوديّت آن است كه اعتماد برخيزد از حركت و سكون خويش ؛ زيرا اين دو صفت از مرد ساقط شود به حق عبوديت رسيده .
- آن كه گويد نزديكم ، دور است و آن كه دور است در هستى او ، نيست است .
- در حال احتضار وصيتى خواستند ، گفت : ارادت خدا در خويش نگاه داريد . سپس گفت : پاس اوقات و انفاس خويش نگاه داريد . « 1 »
( 3403 ) سيد محمد بن مولى « 2 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 211 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 85 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 349 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 231 ؛ تذكرة الاولياء ، نوشتهاند كه سفيان بن سعيد ثورى را ملاقات و شاگردى وى نموده ؛ ولى اشتباه است ، زيرا وفات سفيان سال 161 است ، حتماً لفظ نورى و ثورى موجب اشتباه شده است .
( 2 ) . مولى : 1 . سرور و آقا ؛ 2 . ولىّ و دوستدار حضرت حق ؛ 3 . بردهى آزاد شده .