تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
معصومون عن الكبائر والصغائر ، والطبقة الثالثة : منّ اللَّه عليهم بالكفاية ، فهم معصومون عن الخواطر الفاسدة وحركات أهل الغفلة . » مردم بر سه دسته هستند : دسته اول از طرف خداوند بر ايشان انوار هدايت مىآيد ، پس ايشان از كفر و شرك معصومند و طبقه دوم از طرف خداوند بر آن‌ها انوار عنايت مىآيد ، ايشان معصوم از كبيره‌ها و صغيره‌ها هستند و طبقه سوم از طرف خداوند بر ايشان كفايت نازل مىشود ، پس ايشان از خطورات فاسد و از حركت‌هاى اهل غفلت معصومند . - « من لم يندرج له وفاء العبوديّة فى عزّ الربوبيّة ، لم تصف له العبوديّة . » كسى كه پله وفاى بندگى در عزت پروردگارى برايش حاصل نشود ، بندگى برايش توصيف نشده است . - « أصل التوكّل صدق الفاقة ، والإفتقار و أن لايفارق التوكّل فى أمانيّه ، ولايلتفت بسرّه إلى توكّله لحظةً فى عمره . » اصل صدق ، ندارى و اظهار نياز است و اين كه در آرزوهايش از آن جدا نشود و باطنش به توكّلش ، در لحظه‌اى از عمرش توجه نكند . - « يقبضك عمّا لك ، ويبسطك فيما له . » خدا تو را از آن چه برايت مىباشد مىگيرد و از آن چه براى او است ، بسط مىدهد . - « إذا نظرتَ إلى نفسك فرقتَ ، وإذا نظرتَ إلى ربّك جمعتَ ، وإذا كنتَ قائماً بغيرك فأنت فانٍ ، بلا جمع ولا تفرقة . » وقتى به خودت نگاه مىكنى ، جدا مىشوى و وقتى به پروردگارت مىنگرى تو را جمع مىكند و وقتى به غير خودت قيام داشته باشى ، پس تو فانى هستى بدون جمع و جدايى . - « أفقر الفقراء مَن ستر الحقُّ حقيقةً حقِّه عنه . » نيازمندترين فقيرها كسى است كه خداوند حقيقت حقش را از او بپوشاند . - « التقوى أن يتّقى العبد مِن تقواه . » تقوى آن است كه بنده از تقوايش پرهيز داشته باشد .