انكار نتوانند كرد كه در انكار خود ، انكار قدرت است و خود را اثبات نتوانند كرد كه فساد توحيد بود . نه روى اثبات و نه روى نفى ، هم مثبت هم منفى ، قدرت تو را جلوه مىدهد ، وحدانيت معزول مىدارد .
- در همه آسمانها و زمينها ، زبان تسبيح و تهليل است و ليكن دل نيست . دل معنايى است كه جز در آدم - عليه السّلام - و فرزندان او نيست و دل آن بود كه راه شهوت و نعمت و بايست و اختيار بر توبه بندد و راهبر تو باشد . زبان دل مىبايد كه تو را به خويش دعوت كند نه زبان قول .
- مرد بايد كه گنگ گويا بود نه گوياى گنگ . مرد آن است كه معبودى كه در پيراهن وى است آن را قهر كند و جهد در قهر كردن خويش كند نه لعنت كردن شيطان .
- ابليس لعين مىگويد : از چهره ما آيينهاى ساختند و در پيش تو نهادند و از چهره تو آيينهاى ساختند و در پيش ما نهادند ، ما در تو نگريم و بر خود مىگرييم و تو در ما مىنگرى و بر خود مىخندى . بارى راه رفتن از او بياموز ، او بر راه باطل سر نيفكند و ملامت عالم پذيرفت و در راه خود مرد آمد . تو از دل خود فتوى خواه ، اگر هر دو كون بر تو لعنت كنند فرار خواهى كرد ، قدم در اين راه منه و اگر اين حديث به ملامت هر دو سراى ارزد ، اين شربت نوش كن .
- اگر در هر دو عالم به كاه و برگى به چشم حقارت نگرى ، كليد عهد باز فرستاده باشى تا به هر موى كه بر تن توست از وى تبرّا نكنى و آن به انكار بر تو بيرون نيايد ، تولّاى تو به حضرت درست نيايد .
- چيزى مطلب كه آن چيز در طلب توست و از چيزى مترس و فرار مكن كه آن از تو مىگريزد ، تو از وى او را خواه چون او تو را باشد همه چيزها را بينى پيش خود كمر بسته .
- هر جزيى از اجزاى تو بايد كه در حق جزء ديگر محو باشد ، كه دويى در راه شرك است تا نه زبان داند ديده چه ديده و نه ديده زبان را داند تا راز خود گويد تا هر چه
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 14
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٤