تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
14 بار با پاى پياده به سفر حج رفته و به بتخانه سومنات درآمد و بت بزرگ‌تر ايشان را شكست . در بيت‌المقدس و بلاد شام مدتى مديد سقايى نمود و به مردم آب مىداد تا به خدمت حضرت خضر - عليه السّلام - مشرف شده و از آن حضرت بهره‌مند گرديد . صد و بيست سال عمر نمود ، سى سال به كسب علوم ظاهر و باطن [ از سن 12 سالگى ] و چهل سال به سياحت و سير و چهل سال هم چون گنجى كنج عزلت گزيد تا اين كه در شب جمعه ماه شوال سال 691 بدرود حيات گفت . مزارش در خارج حصار شيراز است . گلستان و بوستان و ديوان اشعار و ساير نوشته‌هايش نشانه‌اى است بر كمالات و جامعيّت اين بزرگوار . « 1 » گفتار - تقوى بر دو نوع است . تقواى صالحان از انديشه روز قيامت در مستقبل كه
وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ
« 2 » ؛ ( و هر كسى بايد بنگرد كه براى فردا [ ى خود ] از پيش چه فرستاده است ) ؛ و تقوى عارفان از اخبار رب‌ّالعالمين در حال كه
وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ
« 3 » ؛ ( و از خدا پروا داريد ، كه خدا به آن چه انجام مىدهيد آگاه است . ) - عزيز من اگر سرخ‌رويى معشوقان ندارى ، زردرويى عاشقان بايد به يارى و اگر جمال يوسفى ندارى ، درد يعقوبى بايد به يارى ، اگر عجز مطيعان ندارى ناله دردمندان بيار . - عقل با چندين شرف كه دارد ، نه راهست بلكه چراغ است . - پايان بيابان معرفت كه داند ؟ كه روندگان اين راه را در هر قدمى قدحى بدهند . . . غايت معرفت هر كسى ، مقام انقطاع او است . - نشان درياى آتشين از هر كه مىپرسى ، او خود بر كنار دريا مىسوزد .
هامش
( 1 ) . گفتار و كلمات از رساله‌هاى وى انتخاب شده است . ( 2 ) . سوره‌ى حشر ، آيه‌ى 18 . ( 3 ) . سوره‌ى مائده ، آيه‌ى 8 .