تو عطا كند ، براى هر مقامى گفتهاى است . رابعه عدويه شنيد شخصى سخن خداوند متعال را مىخواند كه مىفرمايد : « و ميوهاى از آن چه اختيار مىكنند و گوشت پرندهاى كه ميل دارند . » گفت : ما در اين هنگام كوچكيم تا اين كه با ميوه و پرنده خوشحال شويم .
- « شهود حضرة الحق بحسب الحاضر لا بحسب الحضرة ؛ لِأنّ الحقائق الربّانيّة لاتدركها الانسانيّة من جميع وجوهها . »
مشاهده حضرت حق به حسب انسان حاضر شاهد است نه به حسب مشهود ؛ زيرا حقايق ربانى را انسان از تمامى جهات درك نمىكند .
- « ممّا جرّبناه فصحّ ، أنّه من أراد قضاء حوائجه و دفعَ مصائبه ، فليرفع الأمر إلىَ اللَّه تعالى قبل أن يُعلِم بها النّاس ، هكذا عادة اللَّه تعالى مع مَن يتعلّق به أوّل مرّة ، فاعمَل على ذلك ، فإنّه الكبريت الأحمر والفرج القريب ؛ والمُعين على ذلك الصبر . »
از چيزهايى كه ما آن را تجربه كردهايم و صحيح هم مىباشد ، آن است كه كسى كه مىخواهد حوايجش برآورده شود و مصائبش دفع شود ، بايد امرش را به خداوند متعال بازگو كند قبل از اين كه مردم آن را بدانند ، عادت خداوند متعال اين چنين است با كسى كه اولين مرتبه به او وابسته مىشود پس بر اين امر عمل كن ، زيرا آن ، كبريت احمر و چيز قيمتى است و گشايش نزديك و كمك كننده بر آن ، صبر است .
- « أحسِن الظنَّ بربّك من حيث محبّة جماله وجلاله ؛ فإنّ ذلك وصف له لايتحوّل ، و لاتُحسن الظنَّ بربّك لِأجل إِحسانه إليك ، فربّما قطع ذلك عنك فتسىء الظنّ به ؛ فليحذَر السّالك مِن علّة هذا المقام . »
گمان نيكو داشته باش به پروردگارت از جهت محبت جمال و جلالش ؛ زيرا اين امر صفت زايل نشدنى او است و گمان خوب به پروردگارت نداشته باش به خاطر اين كه نيكى مىكند به تو ، چه بسا آن را از تو قطع كند پس گمان به او را فراموش مىكنى پس سالك بايد از علت اين مقام [ حسن ظن به خداوند به خاطر احسان او ] بر حذر باشد .
- « غاية رحلة السّائر بالأشباح السير إلى اللَّه ؛ وبداية رحلة السّائرين بالأرواح في اللَّه ؛
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 95
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٩٥