گشود و سال 1344 به نجف اشرف مشرف گرديد . در فقه و اصول و لواحق آنها از آيةاللَّه حاجى ميرزا حسين نايينى غروى و حضرت آيةاللَّه حاج شيخ محمد حسين اصفهانى و در اخلاق و معقولات خدمت آقا سيد حسين بادكوبهاى و مقدارى خدمت آقا ميرزا احمد آشتيانى مقيم تهران و در رياضيات خدمت آقا سيد ابوالقاسم خوانسارى رياضى و در تزكيه نفس خدمت حاج ميرزا على آقا قاضى شاگردى نمود .
سال 1352 به زيارت بيتاللَّه مشرف شد و سال 1354 به شهر تبريز مراجعت نمود و در قريه شادآباد علاوه بر كارهاى زراعى و غيره ، به تحقيقات علمى اشتغال داشت .
سال 1325 ش . پس از تفأل به قرآن شريف و ملاحظهى آيه :
هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً
« 1 » به دارالايمان قم مشرف گرديد تا اين كه روز 18 محرمالحرام سال 1402 سه ساعت به ظهر مانده ، روح مباركش به سراى ابدى پرواز نمود .
ايشان خود مىفرمايد : وقتى به قم آمدم و به برنامههاى حوزه نگاه كردم كمبودهايى را يافتم ، وظيفه خويش را در رفع آنها دانستم . مهمترين آن كمبودها را تفسير و مباحث عقلى دانستم با آن كه تفسير گفتن در آن روز ، نشانه كمى معلومات به حساب مىآمد ولى خود را در پيشگاه الهى معذور نمىدانستم و آن را ادامه دادم .
كلماتى كه آن بزرگوار در جلسات اخلاقى ايراد فرمودهاند ، توسط اين شاگرد كوچك به صورت جداگانه تقرير و تنظيم شده است ، كه ان شاء اللَّه در آينده به چاپ خواهد رسيد .
حكايت
ايامى كه در نجف بودم و در منزل اجارهاى به سر مىبردم و هنوز در جلسه درسى شركت نكرده بودم ، شنيدم درب خانه را مىزنند ، درب را باز كردم ، ديدم يكى از علماى بزرگ است ، سلام فرمود و داخل منزل شد و در اتاق نشست و خير مقدم
هامش
( 1 ) . سورهى كهف ، آيهى 44 .