لب از لاى اين باده مهجور باد * درون از تمناى او دور باد
خوش آن مى كه چون نوشمش برملا * نه هستى بماند نه مستى به جا
مىخواهم اى ساقى دل نواز * كه از تن زند آتشى جان گداز
مىخواهم اى ساقى مى گسار * كه از هستى من برآرد دمار
مىخواهم اى ساقى دلربا * كه سوى عدم باشدم رهنما
رود تا برون از سرم عجز و ناز * نه نازم جگر خون كند نه نياز
رهد تا تن من ز درماندگى * به در خواندگى يا ز در راندگى « 1 »
( 3092 ) شيخ محمد حسين بن محمد على شاه عبدالعظيمى نجفى
عالم و فقيهى صاحب ورع و تقوى و اخلاقى صالح و از شاگردان اخلاقى آخوند مولا حسين قلى همدانى است . سال 1280 در نجف متولد شد و سال 1343 از دنيا رفت و در زير ناودان طلا به خاك سپرده شد . « 2 »
( 3093 ) ميرزا محمد حسين بن ميرزا محمد قاضى طباطبايى تبريزى
عارف بزرگوارى است كه 29 ذىالحجه سال 1321 ، در شادآباد تبريز ديده به جهان
هامش
( 1 ) . طبقات اعلام الشيعه ( الكرام البرره ) ، ج 1 ، ص 382 ، شمارهى 780 ؛ رياض العارفين ، ص 414 ؛ مجمع الفصحاء ، ص 96 ؛ طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 160 . گويا استاد وى ، ميرزا ابوالقاسم جد او است و وى محمد حسين بن محمد حسن قزوينى شيرازى است .
( 2 ) . طبقات اعلام الشيعه ( نقباء البشر ) ، ج 2 ، ص 632 ، شمارهى 1061 .