تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
شهود الحقّ ، وأدب الحقيقة مبنيّاً على فناء الخلق فى شهود الحقّ ، وتبايُن الأمران ، تعيّن إظهار الأمر الظاهر ، وتحتمّ أبطان الأمر الباطن خشية المعارضة والتعطيل . هذا سبب عدم بناء الحكم فى الظاهر على الحكمة الباطنة ؛ إذا لو ترتّب عليها حكم ، لتعذَّر على غالب الناس الجمع بينهما ، وأقضى بنا الحرج والتشديد إلى شقاق بعيد . » فرزند شريعت با چشم ، حكم ظاهرى و نسبت دادن فعل خلق را به ايشان مىنگرد به خاطر توجه خطاب و ترتّب احكام بر ايشان و خداوند ، شما و آن چه را كه عمل مىكنيد خلق فرموده است و فرزند حقيقت با چشم حكمت باطنى و نسبت دادن فعل به حق تعالى مىنگرد ؛ زيرا او فاعل مختار است حقيقتاً و پروردگارت آن چه را بخواهد خلق مىكند و آن چه را ايشان اختيار مىكنند اختيار مىكند ، خداوند منزّه و برتر است از آن چه ايشان شرك مىورزند . پس وقتى ادب شريعت مبتنى بر ديدن خلق در شهود حق بود و ادب حقيقت مبتنى بر فناى خلق در شهود حق بود و اين دو شهود با هم تباين داشت ، اظهار امر ظاهر متعين مىشود و مخفى كردن امر باطن براى ترس از تعارض و تعطيل ظاهر ، حتمى مىشود . بدين سبب حكم در ظاهر در حكمت باطنى مبتنى نگشته است ؛ زيرا اگر حكمى بر آن مترتب مىشد ، بر غالب مردم جمع بين ظاهر و باطن متعذّر مىشد و ما را به حرج و شكاف شديد و دورى مىكشاند . « 1 »

( 3395 ) ابوعبداللَّه محمد بن مقاتل « 2 »

- « عجبتُ لِابن آدم اختاره اللَّه لنفسه مع غناه عنه ، وهو يُعرض عنه مع فقره إليه . » در شگفتم از آدمى كه با آن كه خداوند با وجود غناى خود ، او را براى خود برگزيده ، او با وجود نادارىاش از خدا روى برمىگرداند .
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 2 ، ص 104 . ( 2 ) . مُقاتِل : نام جدّ .