تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
يك طرفه لغزش‌هايم . ) به همه دوستان سلام و التماس دعاى خير از همگان دارم ، همه گونه حق در ذمه من دارند مرا حلال نمايند . در آخر وصيت نامه اشعار ذيل هم نوشته شده است :
ألا إنّما الإنسان ضيفٌ لأهله * تقيم قليلًا عندهم ثمّ يرحل
آگاه باشيد كه انسان مهمان خانواده‌اش مىباشد ، مقدار كمى مىماند سپس كوچ مىكند .
به سر باز دارم هواى وطن * برآنم كه بگريزم از ملك تن يكى مانم از كشور خويش دور * گرفتار آميزش مار و مور ستوده است از اين قفس مرغ جان * ز تن عزم پرواز دارد روان رسيد آن كه زين تخمه پر زخون * برآيد همى جوجه جان برون چو يابد رهايى از اين دامگاه * ورا باغ مينوست آرامگاه خوش آن دم كه برگردم از راه باز * كنم ديده بر چهره دوست باز به ديدار ياران شوم شادكام * بياسايم از ديدن ديو دام ز يزدان برد مرگ پاداش خير * كه جان را رهاند از اين تيره دير همانا رهايى از اين گير و دار * به مرگ است بهتر ز مردن چه كار ز بخشايش كردگار است مرگ * كز او گلبن جان شود تازه برگ بلى مرگ آزادى از رنج‌هاست * نبودى پس از وى اگر بازخواست من از كرده خويش شرمنده‌ام * گواهى دهم خود كه بد بنده‌ام ايا آفريننده مهر و ماه * ببخشا به اين بنده رو سياه به درگاه لطفت شده ملتجى * گرفتار كردار خود هيدجى
انا عبد من عبيد محمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم -