تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
است كه اين هفت خصلت را كمك مىكند كه آن‌ها اساس بنيان مريد است و به آن‌ها اركان او تقويت مىشود : اول گرسنگى ، دوم بيدارى شب ، سوم سكوت ، چهارم تنهايى و كناره‌گيرى از جمع ( كه موجب آلودگى روحى است . ) ، پس اين چهار امر زندان نفس است و هر يك از آن‌ها تأثير خوبى در قلب دارد ؛ اما گرسنگى از خون قلب كم مىكند و سفيد مىشود و در سفيدىاش نور قلب مىباشد و چربى قلب را آب مىكند و با آب شدن چربى رقيق مىگردد و رقيق شدنش كليد هر خيرى است و خون قلب جايگاه دشمن ( شيطان ) است ، پس وقتى قلب رقيق شد تسلط دشمن به او ضعيف مىشود ؛ زيرا در غليظ شدن قلب دشمن تسلط دارد و فلاسفه مىگويند : نفس تمامىاش خون است و دليلشان در اين مطلب آن است كه انسان وقتى بميرد ، از جسمش چيزى جز خون با روحش را از دست نمىدهد و خون مكان نفس است و در تورات نوشته شده است : اى موسى رگ‌ها را مخور ، چون جايگاه جريان خون است ، پس مجارى آن را با گرسنگى تنگ كنيد و اين مطلب تصديق كننده‌ى حديثى است كه روايت شده : شيطان نسبت به فرزند آدم مانند خون جريان دارد پس راه‌هاى آن را با گرسنگى تنگ كنيد و كم‌ترين چيزى كه در گرسنگى است ، انتخاب سكوت است و در سكوت سلامتى است و آن غايت است براى عقلا و از صفات ابدال [ انسان‌هاى صالحى كه معروف نيستند ] است ، خوردنشان ندارى است و خوابشان غلبه است [ نمىخوابند بلكه خواب بر ايشان غلبه مىكند ] و كلامشان به اندازه‌ى ضرورت است و كسى كه بيدارى شب داشته باشد به خاطر محبوب ، او را در روز مخالفت نمىكند و اما سكوت ، عقل را پيوند مىزند و ورع تعليم مىدهد و تقوى را به خود جلب مىكند و بعضى از علماى گذشته گفته‌اند : سكوت را با ريگ‌هايى كه در دهانم به مدت سى سال گذاشتم تمرين كردم ، به گونه‌اى كه هر وقت خواستم سخن گويم ريگ‌ها مىرفت زير زبانم ، پس ساكت مىشدم و بعضىها گفته‌اند : به عهده‌ى خويش قرار دادم كه در مقابل هر كلمه بىفايده دو ركعت نماز گزارم ، پس اين امر بر من آسان بود و بر عهده‌ى خويش قرار دادم در