هذه المحاسنُ من نفوسهم الشهوانية ، والشياطين قد أحاطت بهم في أداني المملكة ، و من التراب خلقتُهم ، فلذلك استوجبوا منّي داري وجواري . »
نور معرفت در قلب است و اشراقش در دو چشم ، قلب در سينه است ؛ پس با ياد خدا دل ، مرطوب و نرم مىشود و با ياد شهوتها و لذتها دل ، قساوت پيدا كرده و خشك مىشود ، پس وقتى دل از ياد خدا به ياد شهوتها مشغول شود ، مانند درختى مىشود كه رطوبت و نرميش از آب است و وقتى از آب منع شود ، ريشههايش خشك شده و شاخههايش لاغر مىشود و وقتى آبيارى نشود و گرماى شديدى به آن اصابت كند ، شاخهها خشك مىشود و وقتى شاخهاى از آن را بكشى ، مىشكند و جز براى قطع كردن صلاحيت ندارد و هيزم آتش مىشود ، همچنين قلب وقتى خشك شد و از ياد خداوند خالى شد و گرماى نفس و آتش شهوتها به آن اصابت كرد و اعضاى انسان از اطاعت امتناع كرد و وقتى آن را بكشى مىشكند ، پس جز براى هيزم شدن براى آتش صلاحيت ندارد و همانا قلب به واسطهى رحمت ، مرطوب مىشود و نورى در قلب نيست ، مگر اين كه با آن رحمتى از خداوند به اندازهى آن خواهد بود ، پس اين اصلى است و بنده تا وقتى در ذكر است رحمت بر او دايمى خواهد بود مانند باران و وقتى قحطى شود ، سينه در اين وقت مانند سال خشكسالى و آتش شهوتها مانند سمها مىباشد و اعضاى بدن از كارهاى نيك معطل مىمانند ، پس خداوند موحدان را به خاطر رحمتش بر ايشان به اين نمازهاى پنجگانه خوانده است و انواع عبادت را در آن براى ايشان مهيا كرده است ، تا بنده از هر سخن و فعلى به چيزى از عطايايش برسد و كارها مانند طعامند و سخنها مانند نوشيدنىها ، پس آنها از موجبات عروسى موحدين است كه پروردگار عالميان آنها را براى اهل رحمتش در هر روز پنج مرتبه مهيا كرده است تا اين كه چركى و غبارى بر ايشان نباشد ؛ زيرا خداوند موحدان را اختيار كرده تا در روز قيامت كه همگان در آن جمع هستند به ملايكه مباهات كند ؛ زيرا حضرت آدم و فرزندانش خلقتشان از قدرت خداوند با محبت آشكار شد و ملايكه خلقتشان از قدرت ظهور كرده كه از امر و سخن خداوند كه « باش » ، موجود شدند ، پس به جهت محبتش نسبت به انسانها از توبهى
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 211
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢١١