تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
خداوند كسى را كه بخواهد به سوى خود انتخاب مىكند و كسى را كه انابه و رجوع به سوى او كند ، به سوى خويش هدايت مىنمايد . اهل اجتباء ، آن قومند كه در جذبه افتادند و اهل هدايت آن قومند كه به انابت به او راه جويند . » - از وى پرسيدند : از صفت خلق ؟ گفت : « ضعفٌ ظاهر ، ودعوىً عريضة . » ضعف ظاهرى و ادعاى طولانى است . و پرسيدند : از تقوى و جوانمردى ؟ گفت : تقوى آن است كه دامن تو هيچ كس نگيرد و جوانمردى آن است كه تو دامن هيچ كس نگيرى . » - پرسيدند : از صفت فعل و ذات ؟ گفت : « كلّ ما يحتمل الزيادة والنقصان ، فهو من صفات الفعل ؛ و كلّ ما لايقع عليه الزيادة والنقصان ، فهو من صفات الذّات . » هر چيزى كه زيادى و كمى در او راه داشته باشد ، از صفات فعل است و هر چه كه زيادى و كمى نداشته باشد از صفات ذات است . - پرسيدند : از ايثار ؟ گفت : « اختيار حظّ غيرك على حظّ نفسك . » اختيار كردن بهره‌ى غيرت بر بهره‌ى خويش . - از عيال او پرسيدند : چون شيخ به خشم شود دانى ؟ گفت : بلى ، آن روز به ما از روزهاى ديگر نيكويى بيشترى كند و چيزى نخورد و گريد و گويد : خدايا ! من تو را به چه آزردم تا اين‌ها بر من چيره گردانيدى ، خدايا توبه كردم ، ايشان را به صلاح باز آر ، ما مىفهميم چه كنيم تا شيخ به حال اول بازآيد . و گويند : به قدرى مودب بود كه بينى خود نيز نزد عيالش پاك نمىكرد . « 1 »
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 78 ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 120 ؛ طرائق الحقائق ، حاشيه ، ج 2 ، ص 229 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 233 .