تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
- چه به هر سوى چو كوران به عصا مىبينى * چاه زير قدم توست كجا مىبينى گوش را كَر كن و بشنو كه چه‌ها مىشنوى * ديده بربند و نظر كن كه چه‌ها مىبينى قدم برون مگذار از حصار خاموشى * كه خواب امن بود در ديار خاموشى چه فارغند ز شكر و شكايت ايام * نفس گداختگان ديار خاموشى بىتأمل زينهار از نقطه دل نگذرى * زين سواد اعظم اسرار غافل نگذرى راه هفتاد و دو ملت مىشود اين جا يكى * زينهار اى طالب حق از در دل نگذرى با وجود تن‌پرستى ز اهل دل نتوان شدن * صاحب گوهر نگردى تا ز ساحل نگذرى تا كى بهر مشاهده از جا رود كسى * غافل شود ز خود به تماشا رود كسى در پرده دل است تماشاى هر دو كون * بيرون ز خود چرا به تماشا رود كسى اگر به جسم در اين تيره خاكدان باشى * تلاش كن كه به دل فارغ از جهان باشى اگر تو در دل شب‌ها چو شمع سير كنى * هميشه چشم و چراغ روندگان باشى