وَكُنْ صارِماً كَالْوَقْتِ فَالْمَقْتِ فِى عَسى * وَإِيّاكَ عَلًاَّ فَهْيَ أَخْظَرُ عِلَّةٍ
مانند زمان و اوقات ، گذرنده و قاطع باش كه خداوند شايد گفتنىهاى تو و
امروز و فردا كردنت را دشمن مىدارد و بپرهيز از ليت و لعلّ كردن و تأخير در
اصلاح نفس كه اين خطرناكترين بيمارى است .
وَقُمْ فِى رِضاها وَاسْعَ غَيْرَ مُحاوِلٍ * نَشاطاً وَلا تُخْلِدْ لِعَجْزٍ مُفَوِّتٍ
در راه رضاى دوست بپاخيز و طريق جدّ و جهد و كوشش را پيش گير ، نه آن كه
طالب نشاط و لهو باشى ، و به بهانه عجز و ناتوانى سستى را كه باعث از دست
دادن مقاصد عاليه است پيش مگير .
وَسِرْ زَمَناً وَانْهَضْ كَسِيراً فَحَظُّكَ الْ * بَطالَةُ ما أَخَّرْتَ عَزْماً لِصِحَّةٍ
در عين زمين گير بودن حركت كن و با پاى شكسته برخيز و به راه ادامه ده و تا
زمانى كه به اميد حفظ صحت و تندرستىات حركت و تهذيب را به تأخير
مىاندازى بهرهى تو جز تنبلى و كسالت چيز ديگرى نيست .
وَأَقْدِمْ وَقَدِّمْ ما قَعَدْتَ لَهُ مَعَ الْ * خَوائِفِ وَاخْرُجْ عَنْ قُيُودِ التَلَفُّتِ
دلاورانه به ميدان كارزار با هواهاى نفسانى هجوم بر و پيشرو قافلهى سالكين
باش و خسارت مدتى را كه با غافلين و فرومايگان گذراندى جبران بنما و از
بندهاى دست و پاگيرى كه تو را زمينگير كرده و از حركت به سوى محبوب باز
داشته است خارج شو .
وَجُذَّ بِسَيْفِ الْعَزْمِ سَوْفَ فَإِنْ تَجُدْ * تَجُدْ نَفْسَاً فَالنَّفْسُ إِنْ جُدْتَ جَدَّتْ
با شمشير عزم و اراده قاطع ريشه تسويف و امروز و فردا كردن را قطع كن . و اگر
در راه عشق هستىات را ببخشى در سلوك اين راه گشايشى نصيبت مىشود و
اگر نفس و جانت را در اين فدا كنى ، زندهتر و كوشاتر مىگردد .
وَأَقْبِلْ إِلَيْها وَانْحُها مُفْلِساً فَقَدْ * وَصَيْتَ لَنُصْحِى إِنْ قَبِلْتَ نَصِيحَتِى
روى به حضرتش آور و او را در حال فقر و نادارى قصد كن و اگر اندرزم را