در فراق تو ناپسند است .
وَكُلٌّ أَذَىً فِى الْحُبِّ مِنْكِ إِذا بَدا * جَعَلْتُ لَهُ شُكْرِى مَكانَ شَكِيَّتِى
هر مصيبتى كه در راه عشق و محبت به تو بر من فرود آيد به جاى شكايت كردن و ناليدن از آن ، شكر تو را مىگويم و سپاس تو را به جاى مىآورم .
وَمَنْ يَتَحَرَّشْ بِالْجَمالِ إِلَى الرَّدى * رَأى نَفْسَهُ مِنْ أَنْفَسِ الْعَيْشِ رُدَّتِ
كسى كه خود را به واسطه عشق به تو در معرض هلاكت و نابودى قرار مىدهد مىبيند كه از بهترين و راحتترين زندگى به نابودى و هلاكت بازگردانيده مىشود . [ براى رسيدن به مقام فنا بايد تن به مصائب داد و آزمايش شد ] .
وَنَفْسٌ تَرى فِى الْحُبِّ أَنْ لا تَرى عَنَاً * مَتى ما تَصَدَّتْ لِلصِّبابَةِ صُدَّتِ
كسى كه گمان مىكند در راه عشق ناملايمات را نمىبيند هنگامى كه در صدد عشقورزى بر آيد دست رد بر سينهاش كوفته مىشود .
وَما ظَفِرَتْ بِالوُدِّ رُوْحٌ مُراحَةٌ * وَلا بِالْوَلا نَفْسٌ صَفَا الْعَيْشِ وَدَّتِ
هرگز نفسى كه عادت به تنپرورى و آسايش كرده در طريق عاشقى به خواستهاش دست نمىيابد و نه كسى كه زندگى راحت و بىدغدغه را دوست دارد به حريم قدس ربوبى قدم مىنهد .
وَأَيْنَ الصَّفا هَيْهاتَ مِنْ عَيْشِ عاشِقٍ * وَجَنَّةُ عَدْنٍ بِالْمَكارِهِ حُفَّتِ
زندگى و عيش آرام و خالى از ناملايمات در زندگى عاشق كجاست ؟ و چه دور است آسودگى از عاشق ، كه بهشت جاودان پيچيده در سختىها است .
وَلَوْ خَطَرَتْ لِى فِى سِواكِ إِرادَةٌ * عَلى خاطِرِى سَهْوَاً قَضَيْتُ بِرِدَّتِى
اگر زمانى بدون توجّه و سهواً به ذهنم خطور كند كه محبوبى جز تو را بخواهم حكم به ارتداد خود از دين حق و يا حكم به مردود شدن از درگاهت مىكنم . [ و
يا به سبب كافر و مرتد شدن خواهم مُرد ] .
لَكِ الْحُكْمُ فِى أَمْرِى فَما شِئْتَ فَاصْنَعِى * فَلَمْ تَكُ إِلَّا فِيكِ لا عَنْكِ رَغْبَتِى