كه سياه مىشد . وقتى حمام عمومى مىرفت و مىخواست كيسه بكشد نمىگذاشت دلّاك لنگ را از ران پايش كنار بزند و به همين جهت مسأله براى مردم مشتبه مىشود كه حتماً نشان دادن ران پا حرام است و پوشاندن آن به نظر ايشان واجب است . ولى وقتى از دنيا رفت ، هنگام غسل دادن فهميدند كه ران پاهاى او سياه است و در اثر ضربات زياد كه به پاى خود زده و خوف خدا بوده و نمىخواسته كسى بداند .
- وقتى مشغول بناى مسجد شد ، معمار مربوطه را خواست و گفت : چنين مساحتى و چنين كيفيتى براى مسجد مىخواهم . معمار تعجب كرده و گفت : پول زياد مىخواهد و شما نمىتوانيد چنين مسجدى بسازيد ، مرحوم سيد اشاره فرمود و محلى را نشان داد كه كيسههاى پول روى هم چيده بود . وقتى مرحوم سيد حركت كرد و رفت ، آن معمار برگشت و به سراغ آن محل رفت و ديد كه چيزى نيست . طولى نكشيد كه مرحوم سيد - رحمهاللَّه - پرده را عقب زد و پولها مثل سابق نمايان گرديد . به معمار اين كلام را مىفرمايد : كه نحن ذخائر اللَّه [ و يا نحن خزائن اللَّه ] [ اين ترديد از واسطه نقل است . ]
- مرحوم آقا محمد بيدآبادى - قدسسرهالشريف - خبر داده بود كه در آتيه شخصى با اين خصوصيات به نام سيد حجةالاسلام شفتى خواهد آمد . اين منازل را بگذاريد براى ايشان . وقتى مرحوم سيد - رحمهاللَّه - دستور داد كه آن خانهها را براى من ، بخريد برخى اظهار كردند : آقا اين خانهها ميمنت ندارد ، مبارك نيست هر كس در اين خانهها آمده خوشى نديده . مرحوم در پاسخ فرمود : بخريد ، خانهها را خودم با نالههاى نيمه شبى ، ميمون و مبارك مىكنم .
مرحوم سيد - رحمهاللَّه - آن قدر به سحرخيزى و بيدارى شب اهميت مىداد كه حتى جلسه استفتاييه خود با علما و دانشمندان را قبل از طلوع فجر گذاشته بودند .
- يكى از نوادههاى مرحوم حاجى كلباسى - رحمهاللَّه - نقل مىكند : يك شب مردى پيش از اذان صبح به حمام رفته ، در بين راه از منزل مرحوم سيد - رحمهاللَّه - عبور نمود .
صداى مناجات آن مرحوم به گوشش رسيد ، توجه كرد كه ايشان چه ذكرى مىگويد ،
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 342
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٤٢