تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠

( 2973 ) حجةالاسلام محمد باقر بن محمد نقى موسوى جيلانى شفتى دشتى اصفهانى « 1 »

عارف صمدانى است كه صاحب خصال نفسانيّه از علم و فضل و تقوى و زهد و خشيت و مخالفت هوا و متابعت امر مولا و دوام مراقبه بود ، به طورى كه هيچ امرى او را از خدا باز نمىداشت . در وقت نماز از شدت حضور ، بدنش مىلرزيد و مىگرييد . در نماز شب آن قدر گريه كرد كه چشمانش مجروح شد . خلاصه آن كه وى از ابرار و اتقيا و صاحب كرامات بود و نزد عده‌اى شاگردى نمود ، چون : سيد محمد مهدى بحرالعلوم ، ميرزا ابوالقاسم قمّى ، آخوند ملا مهدى نراقى و ديگران . و اگر چه به ظاهر شاگردى علمى مىكرد ؛ اما استاد اخلاقى كار خود را در شاگرد مىكند و اثرى نيز بر جنبه‌ى معنوى وى مىگذارد . تأليفات زيادى دارد از جمله : تحفةالابرار در نماز شب و رساله زيارت عاشورا . روز يكشنبه دوم ربيع‌الاول سال 1260 در اصفهان به رحمت الهى پيوست و در جنب مسجدش به خاك سپرده شد . گويند : مناجات خمسه عشر را در حفظ داشته و با گريه بر آن مداومت مىنمود و عبادت اين بزرگوار به نحوى بود كه از نصف شب تا به صبح به گريه و زارى و تضرع اشتغال داشت و در صحن كتابخانه‌اش مانند ديوانگان مىگرديد و دعا و مناجات مىخواند و تا صبح بر سر و سينه‌اش ميزد . در اواخر عمر آن قدر گريست و ناله و فرياد كرد كه مبتلاى به باد فتق شد و دكترها او را از گريه منع نمودند و مىگفتند : گريه بر تو حرام است .
هامش
( 1 ) . موسوى / موسايى : منسوب به جدّ به نام موسى ، و گاه به حضرت موسى بن جعفر - عليه السّلام - ؛ جيلى / جيلانى / گيلى / گيلانى : 1 . منسوب به بلاد جيلان معرَّب گيلان ، استانى معروف واقع در شمال ايران ؛ 2 . برخى گفته‌اند : هرگاه بخواهند كسى را به بلاد گيلان نسبت بدهند ، لفظ جيلانىّ ، و وقتى به شخصى نسبت دهند ، لفظ جيلىّ را مىآورند ، بنابراين شايد جيلى منتسب به جدّ باشد ؛ 3 . جيلى منسوب به جيل يا كيل ، روستايى پايين‌تر از مدائن .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 340 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)