تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
چرا شهادتين نمىگفتى ؟ گفت : چون قصد مىكردم بگويم ، كوهى از آتش در پيش من مجسّم مىشد و قصد من مىكرد . مالك پرسيد : شغلش چيست ؟ گفتند : رباخوارى و كم‌فروشى . - چون
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
« 1 » مىخواند ، زار مىگريست و مىگفت : اگر مأمور به خواندن نبودم ، هرگز نمىخواندم ؛ زيرا مىگويم تو را مىپرستم و نفس پرستم ، مىگويم از تو يارى مىطلبم و درِ خانه‌ى اين و آن مىكوبم و شكر اين و آن مىكنم و شكايت از اين و آن مىنمايم . - در اواخر عمر كسى از وى وصيّتى خواست ، گفت : همه اوقات راضى باش به آن چه به تو كند تا آسوده باشى . « 2 »

( 2829 ) ابوصالح ، ماهان بن قيس حنفى « 3 »

عارفى بزرگوار است كه مردى متعبّد و ذاكر بود ، به طورى كه هيچ گاه از تهليل و تسبيح و تكبير باز نمىايستاد و هنگامى كه حجّاج وى را بر درب خانه‌اش به دار كشيد ، به تسبيح و تهليل و تكبير خود مشغول بود و با دست خود مىشمرد تا آن كه به بيست و نه مرتبه رسيد ، در اين حال وى را به قتل رسانيد و يك ماه بر دار بماند . - از وى سؤال شد از اعمال قوم [ شايد منظور صحابه و يا اهل معرفت باشد ] گفت : « كانت أعمالهم قليلة ، وقلوبهم سليمة . » عملشان كم بود ولى دل‌هاى سالمى داشتند . « 4 »
هامش
( 1 ) . سوره‌ى فاتحه ، آيه‌ى 5 . ( 2 ) . تذكرة الاولياء ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 2 ، ص 357 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 32 . ( 3 ) . حَنَفى : منسوب به : 1 . قبيله‌ى بنى حنيفه ، منشعب از قبيله‌ى بزرگ يَمانه ؛ 2 . مذهب ابوحنيفه ، يكى از چهار مذهب فقهى معروف اهل تسنّن . ( 4 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 37 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 4 ، ص 364 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 262 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)