( 2834 ) شيخ مبارك هندى
ولى بزرگوار الهى است كه با سيد على قوام الدّين - متوفى به سال 953 - و جمعى از مشايخ چشتيه و سهرورديه مصاحبت نمود .
گفتار
- اى عزيز ، متقى آن است كه نفس خود را در شرور وقايه حق سبحانه و تعالى بسازد و خود را چون سپر در پيش خداوند شرّ نگاه دارد ، تا هر تير مذمّتى كه از كمان نقصان آيد بر نفس وى رسد . مناقص و معايب را مستند به خود داند و هر چه از مقول خير و كمال باشد آن را مستند به حق كند :
يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ
« 1 » ؛ ( اى مردم ، تقواى الهى پيشه كنيد . ) أي كونوا له وقاية فى المرام اگرچه توحيد تقاضاى آن مىكند كه جميع افعال را از خوب و زشت و خير و شر و نفع و ضرر همه را مستند به حق سبحانه و تعالى دانسته خود را در ميان نبيند ، اما ادب آن است كه بد را به خود مستند سازند .
رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا
« 2 » و نيكويىها را به آن حضرت استناد نمايند .
فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا
« 3 » تا از ادباى مؤدّبين گردند و به اخلاق انبيا و مرسلين مزيّن باشند . « 4 »
( 2835 ) متعبّد مجهول
ذوالنون مصرى - متوفى به سال 248 - گويد :
هامش
( 1 ) . سورهى نساء ، آيهى 1 .
( 2 ) . سورهى اعراف ، آيهى 23 .
( 3 ) . سورهى اعراف ، آيهى 155 .
( 4 ) . ثمرات القدس .