تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
خلاصى ياب و با مجالست اهل ترس متعرض رأفت قلب بشو و نور يقين را با دوام حزن جلب نما و با دوام فكر به در خانه‌ى حزن و اندوه ملتمس شو و اقسام فكر را در خلوت‌ها دنبال كن . - « لو لم يبكِ العاقل فيما بقِى من عمره إلّاعلى لذّةٍ مافاته من الطّاعة فيما مضى ، كان ينبغى له أن يَبكيه حتّى يموت . » اگر عاقل در بقيه‌ى عمرش گريه نكند جز بر لذت‌هايى كه از طاعت خداوند درگذشته از دست داده است ، سزاوار است كه برآن گريه كند تا بميرد . - « إذا بكت القلب من الفقد ، ضحك الرّوح من الوجد . » هنگامى كه قلب در اثر از دست دادن گريه كند ، روح در اثر يافتن خنده مىكند . - « لكلّ شىء صَداء ، وصداء نورالقلب الشّبع . » هر چيزى زنگ مىزند و شكم‌پرى موجب زنگ زدن نور دل مىشود . - « أفضل الأعمال خلاف هوى النّفس . » برترين عمل‌ها خلاف هوى نفس كردن است . « تحذَّر من ابليس بمخالفة هواك ، وتزيَّن له بالإخلاص ، والصّدق وتعرَّض للعفو بالحياء منه والمراقبة . » با مخالفت هواى نفست از شيطان دورى كن و با اخلاص و راستى خود را زينت كن و متعرّض عفو خداوند شو باحياء از او و مراقبت نسبت به او . - « استجلِب ، زيادةَ النّعم بالشّكر واستدِم ، النّعمة بخوف زوالها . » زياد شدن نعمت‌ها را با شكر جلب كن و با ترس از زوال نعمت‌ها ، دوام آن‌ها را طلب كن . - « لا عملَ كطلب السّلامة ، ولا سلامة كسلامة القلب . » عملى مانند طلب سلامتى نيست و سلامتى مانند سلامتى قلب نيست . - « لا عقل كمخالفة الهوى . » عقلى مانند مخالفت هوى نفس نيست .