تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
- مراحل وصول عاشق به معشوق سه مرتبه است : علم‌اليقين ، عين‌اليقن ، حق‌اليقين . - ما بين محبّ و محبوب علاقه احتياج عاشق چون به كمال تجريد و تفريد رسيد از همه حتّى معشوق منقطع گردد و وحدت ذاتى عشق حاصل كند و لباس كثرت يعنى محبّى و محبوبى از هر دو برافتد و شاهد عين مشهود گردد و صفات عاشق تبدل يافته بقاء ، بعدالفناء حاصل نمايد و به مقام فرق بعدالجمع و اصل گردد و به سرمنزل تكميل و ارشاد مىرسد و در خود نگرد و همگى خود او را يابد و گويد : « أنا من أهوى و من أهوى أنا . » من كسى هستم كه ميل دارم و كسى كه ميل دارد منم . در هر چه نظر كند وجه دوست بيند . - نور حقيقت را جز در كانون دين نتوان يافت . - بركشف و كرامات اعتماد نيست و هيچ كرامت به از آن نيست كه فقيرى را درصحبت دولتمندى تأثر و جذبى دست دهد و از خود زمانى وارهد . - هرگاه خود را در مرتبه اجمال مىنگريم ، مغلوب مىشويم و كيفيّتى غريب دست مىدهد ، چنان چه گمان مىبريم كه از زمين جدا شده‌ايم و پاى ما به زمين نمىرسد . - دريغا طالب يافت نمىشود ، طالب بسيارند اما طالب حظّ خودند . - ولايت مشتق است از ولى كه قرب است و آن بردو قسم است : ولايت عامّه و ولايت خاصّه ، و ولايت عامّه مشترك است ميان همه مؤمنان ، قال اللَّه تعالى :
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ
« 1 » ؛ ( خداوند سرور كسانى است كه ايمان آورده‌اند . آنان را از تاريكىها به سوى روشنايى به در مىبرد . ) و ولايت خاصّه مخصوص به واصلان از ارباب سلوك است « وهى عبارة عن فناء العبد فى الحقّ وبقائه به ، فالولىّ هوالفانى فيه والباقى به . » ؛ ( و آن عبارت است از فناء بنده در حق و بقائش به او ، پس ولى فانى در او ، باقى به او است . ) و فنا عبارت است از نهايت سير الى اللَّه ، و بقاء عبارت از است
هامش
( 1 ) . سوره‌ى بقره ، آيه‌ى 257 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 53 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)