تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
گفتار - روزى يكى از سالكين نزد خواجه گفت : اگر خداى تعالى مرا مخيّر گرداند ميان بهشت و دوزخ من دوزخ را اختيار كنم ؛ زيرا در همه عمر برمراد نرفته‌ام و در آن حال بهشت بر مراد نفس من است و دوزخ مراد خدا . خواجه گفت : بنده را با اختيار چه كار ؟ هر كجا گويد برويم و هر كجا گويد باش باشيم ، بندگى اين است نه آن كه تو مىگويى . پرسيد : شيطان را بر روندگان راه هست ؟ گفت : هر كس به سر حدّ فناى نفس نرسيده باشد وى را خشم نباشد ، غيرت باشد و هر كجا غيرت باشد شيطان بگريزد و چنين صفتى براى كسانى كه در راه خدايند خواهد بود ، در صورتى كه كتاب الهى را به دست راست و سنّت رسول - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - را به دست چپ گيرند و در ميان اين دو روشنايى سلوك كنند . - اگر در دلت از كسى شكايت باشد ، درد دل تو از او به غايت باشد ، زنهار به انتقام مشغول مشو ، بد را بدى خويش كفايت باشد . « 1 »

( 2024 ) امير عبدالرافع بن شاه خاوند هندى حسين

از اهل معرفت است كه با عبدالشهيد مصاحبت داشت و خليفه وى بود . سال 987 در دارالخلافه فتح پور دار دنيا را وداع گفت . شعر
چون مىگذرد عمر كم آزارى به * چون مىدهدت دست نكوكارى به چون كشته خود به دست خود مىدِرَوى * تخمى كه نكوتر است اگر كارى به « 2 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 438 ؛ رياض العارفين ، ص 162 . ( 2 ) . ثمرات القدس .