اختيارى نيست .
- « لاتختَر من الأمر شيئاً ، واختَر أن لاتختار وفرِّ مِن ذلك المختار فرارَك من كلّ شىء إلى اللَّه تعالى ، وربّك يخلق ما يشاء ، ويختار ما كان لهم الخيرة ؛ فكلّ مختارات الشّرع وترتيباته ، فهى مختار اللَّه ، ليس لك منه شىء ، ولابدّ لك منه ، واسمَع وأطِع . وهذا موضع الفقه الرّبانى والعلم الإلهى ، وهى أرضٌ لعلم الحقيقة المأخوذة عن اللَّه تعالى لمن استوى ، فافهم . »
از امور ، چيزى را اختيار مكن و اختيار كن كه اختيار نكنى و از آن چيزى كه اختيار شده فرار كن ، مانند فرار كردنت از هر چيزى به سوى خداوند متعال و پروردگارت آن چه را بخواهد خلق مىكند و اختيار مىكند آن چه را كه براى مردم است از امور اختيار شده ، پس تمامى اختيار شدههاى شرع و امور مرتب شدهاش ، مختار خداوند است و براى تو از آن چيزى نيست و تو ناچارى از آن و گوش بده و اطاعت كن و اين جاست جايگاه فهم خدايى و علم الهى و اين زمينه است براى علم حقيقى كه از خداوند متعال اخذ مىشود براى كسى كه استيلاء داشته باشد ، پس بفهم آن را .
- « كلّ ورَع لايُثمر لك العلم والنّور ، فلا تُعدّ له أجراً ؛ وكلّ سيّئة يعقّبها الخوف والهرَب إلى اللَّه تعالى ، فلا تَعدّلها وِزراً . »
هر ورعى كه براى تو علم و نور را نتيجه ندهد ، اجرى را برايش مشمار و هرگناهى كه دنبالش ترس و فرار به سوى خداوند باشد آن را وزر و گناه مشمار .
- « لاترقى قبل أن يرقى بك ، فتزلّ قدمك . »
قبل از اين كه تو را بالا ببرند بالا مرو تا اين كه قدمهايت متزلزل شود .
- « أشقى النّاس من يعترض على مولاه ، وأركس فى تدبير دنياه ، ونسى المبدأ والمُنتهى والعمل الآخرة . »
بدبختترين مردم كسى است كه برمولايش اعتراض كند و در تدبير دنيايش به عقب برگردد و فراموش كند مبدء و منتهى و عمل آخرت را .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 373
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٧٣