تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
باشد به منزلى فرود آيد كه او را به هيچ مقامات ديگر نرسانند . - راه دو است : يكى هدايت ، يكى ضلالت ؛ ضلالت آن است كه بنده‌اى به خدا رسد و هدايت آن است كه از خدا به بنده رسد ؛ پس هر كه گويد به دو رسيدم نرسيد و هر كه گويد رسانيدند باشد كه رسيد . - هر كه او را يافت نماند و هر كه او را يافت نمرد . - هرآن دل كه غيرحق تعالى در او چيزى ديگر بود اگر همه طاعت بود آن دل مرده باشد . - راه حق تعالى همه بلا و خطر است ، ده جاى آن زهر بايد خورد و جاى يازدهم شكر است . - هر كه يك آرزوى نفس بدهد ، هزار اندوهش در راه حقّ ببايد خوردن . - يك بار خداى را ياد كردن سخت‌تر است از هزار ضرب شمشير خوردن . - هر كه حلاوت و خوشى كلام حق تعالى را ناچشيده از اين جهان برود ، از همه خيرات و راحت محروم گشته و او را چيزى نرسيده باشد . - اگر دل تو با خدا باشد و همه دنيا تو را بود زيان ندارد و اگر جامه‌ى فاخر پوشى و هيچ نبود و پلاسى پوشى و دل تو با خدا نباشد تو را از آن هيچ سودى نباشد . - مهرى بردهان نه تا هيچ چيز نگويى جز از آن خداوند و مهرى بردل نه تا هيچ‌چيز نيانديشى جز از آن خداوند و همچنين مهرى برجوارح نه تا عمل نكنى جز به اخلاص و نخورى جز به حلال . - اگر به كلّى از هستى خود فانى شوى و نباشى ، آن گاه همه تو باشى . - يك نفس با خداى بودن بهتر است از عمل همه خلايق آسمان و زمين . - بايد روزى هزار بار بميرى و باز زنده شوى تا زندگانى بيابى كه هرگز نميرى . - چون هستى خود به وى دهى و فانى شوى او نيز هستى خود به تو دهد . - هر كه سفر زمين كند ، به پايش آبله افتد و هر كه سفر آسمان كند ، بر دلش آبله افتد .