تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
با خشنودى معرفت را و با معرفت شكر را ، سپس به تو پنج چيز مىدهد : سبقت جستن و سرعت گرفتن و سبك بال شدن و بشارت نيكو داشتن و بازگشت خوب به سوى خداوند ، ايشان دوستان خداوندند . گفتم : به نظر شما كجا اقامت و سكونت نمايم ؟ گفت : به لكام . « 1 » گفتم : آن جا چيزى هست كه زندگى كنم ؟ با تندى به من نگاه كرد و گفت : « تفرّ إلى اللَّه من ذنبك وتستبطئه فى رزقك ؟ فلا واللَّه ما أدرى دخل البحر أم لا . » از گناهت به سوى خداوند فرار مىكنى و او را كند در روزيت مىدانى ؟ پس به خدا سوگند نفهميدم كه داخل دريا شد يا نه . در روايت ديگر اضافاتى دارد ، بعد از پنج امر اوّل مىگويد : « إذا كنتَ كذلك ، وهب اللَّه لك خمساً . قلتُ : و ما هنّ ؟ قال : الشّكر والرّضا ، والخوف ، والرّجاء ، والصّبر ، و ترك ما حاك فى الصدور ، و ترك ما لايعنيك ، و ترك الفضول لحفظ الجوارح . ثمّ تمدّك بخمسٍ : بحيوة القلوب ، وصفاء الإعتبار ، والفهم عن اللَّه ، والتّيقّظ من الغفلة ، و مساعدة الأوطان فى طاعة اللَّه . فعندها يُرديك اللَّه بخمسة أردية : اللطّف ، والحلم ، والرّأفة ، والرّحمة للعالم ، وهيبة النّار . إذا اطّلعتَ عليها ذكرتَ اللَّه بالربوبيّة ويُلزِم قلبك خمساً : السّباق ، والبدار ، والتّصبّر ، عن الحرام ، وصدق الإنقطاع وصحّة الإرادة . » وقتى اين‌طور بودى ، خداوند به تو پنج چيز مىدهد . گفتم : آن‌ها چيست ؟ گفت : شكر و رضا و ترس و اميد و صبر و رها كردن آن چه در سينه‌ها حكايت مىشود ، ترك خواطر ذهنى و ترك امورى كه براى ما فايده ندارد و ترك زيادىها براى حفظ جوارح ، سپس تو را به پنج چيز كمك مىكند : به زنده شدن دل‌ها و عبرت‌گيرى با صفا و فهم از خداوند و بيدارى از غفلت و كمك كردن وطن‌ها در
هامش
( 1 ) . لُكام / لكّام : كوهى مشرف بر انطاكيّه و مصيصه و طَرَطوس واقع در كشور تركيه و سوريّه .