تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
وبدّله بعد القُرب بُعداً و بعد الأنس وحشة . » هيچ بنده‌اى نيست كه چيزى از دنيا به او داده شود ، پس آن را دو مرتبه طلب نمايد ؛ مگر اين كه خداوند محبت خلوت با خودش را از او سلب مىكند و آن را بعد از نزديكى به دورى و بعد از انس به وحشت تبديل مىكند . - « الرّضا باب اللَّه الأعظم ، وجنّة الدّنيا ، ومستراح العابدين . » خشنودى ، درِ بزرگ خداوند و بهشت دنيا و استراحتگاه عابدان است . - « ما أحسبُ شيئاً من الأعمال يتقدّم الصّبر والرّضا ، ولا أعظم درجةً أرفع ولا أشرف من الرّضا ، وهى رأس المحبّة . » گمان نمىكنم چيزى از اعمال بر صبر و رضا پيشى گيرند و چيزى درجه‌اش بالاتر و شريف‌تر از رضا باشد و آن اساس محبت است . - « مَن نوى الصّبر على طاعة اللَّه ، صبّره اللَّهُ عليها ، وقوّاه لها ؛ ومَن نوى الصّبر على معاصى اللَّه ، أعانه اللَّه على ذلك ، وعصمه منها . ثم قال : « أتراك تصبر لمحبّته عن هواك فيخيّب صبرَك ؟ لقد أساء بسيّده الظّن مَن ظنّ به هذا وشبهَه ، ثمّ بكى بكاءً شديداً ، ثمّ قال : بأبى أنت يا مسمع ! نعمة ؟ عادية ورائحة على أهل معصية ، فكيف ييأس عن رحمته أهل محبّة ؟ » كسى كه صبر بر طاعت خداوند را نيت كند ، خداوند او را بر طاعت صبر داده و تقويتش مىكند و كسى كه صبر برمعصيت خداوند را نيت كند ، خداوند او را برآن كمك كرده و او را از آن حفظ مىنمايد ، سپس گفت : آيا گمان مىكنى كه به سبب محبت او از هوايت صبر كنى و او صبرت را ناكام گذارد ؟ به تحقيق كسى كه چنين گمانى و شبيه آن را به مولايش داشته باشد ، به او سوء ظن داشته است . سپس گريه‌ى شديدى كرد و گفت : پدرم فدايت اى مسمع ! نعمت عارى و وزشى براهل معصيتش دارد ، پس چگونه اهل محبتش از رحمت او مأيوس باشند ؟ - وى به سند خود نقل مىكند كه رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فرمود : خداوند مىفرمايد :
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 234 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)