است كه هيچ راه به خدا نيست بهتر از راه دل ، « القلب بيت اللَّه . » ؛ ( دل خانهى خدا است . ) همين معنى دارد .
- تا از خودپرستى فارغ نشوى ، خداپرست نتوانى بودن ؛ تا بنده نشوى ، آزادى نيابى ؛ تا پشت بر هر دو عالم نكنى به آدم و آدميّت نرسى و تا از خود نه بگريزى ، به خود در نرسى و اگر خود را در راه خدا نبازى و فدا نكنى ، مقبول حضرت نشوى و تا پاى برهمه نزنى و پشت بر همه نكنى ، همه نشوى و به جمله راه نيابى و تا فقير نشوى ، غنى نباشى و تا فانى نشوى ، باقى نباشى .
- دانى كه جمال اسلام چرا نمىبينيم ؟ از بهر آن كه بت پرستيم و از اين قوم شدهايم كه :
هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً
« 1 » ؛ ( اين قوم ما جز او معبودانى اختيار كردهاند .
چرا بر [ حقانيت ] آنها برهانى آشكار نمىآورند ؟ ) بت نفس اماره را معبود ساختهايم .
أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ
« 2 » ؛ ( آيا آن كس كه هواىِ [ نفس ] خود را معبود خويش گرفته است ديدى ؟ ) همين معنى دارد . جمال اسلام آن گاه بينيم كه رخت از معبود هوايى به معبود خدايى كشيم ، عادتپرستى را مسلمانى چه خوانى ؟ اسلام آن باشد كه خدا را منقاد شوى و او را پرستى و چون نفس و هوا را پرستى ، بنده خدا نباشى . از مصطفى - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - بشنو كه چه مىگويد :
« الهوى أبغض إله عُبد فى الأرض . »
هواى نفس مبغوضترين معبودى است كه در زمين پرستيده شده .
- اى عزيز ! بدان كه راه خدا در دل است و يك قدم است « دَع نفسَك ، وتعال . » ؛ ( خود را رها كن و بيا . )
- دريغا كه بشريت نمىگذارد كه به كعبه ربوبيّت رسيم و بشريّت نمىگذارد كه
هامش
( 1 ) . سورهى كهف ، آيهى 15 .
( 2 ) . سورهى فرقان ، آيهى 43 .