تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
ربوبيّت رخت بر صحراى صورت نهد ، هر كه نزد كعبه گل رود خود را بيند و هر كه به كعبه دل رود خدا را بيند . ان شاءاللَّه تعالى كه پروردگار دريابى كه چه گفته مىشود . ان شاءاللَّه كه خدا ما را حجِ حقيقى روزى كند . - اى عزيز ! به خدا رسيدن فرض است و لابدّ هر چه به واسطه آن به خدا رسند ، فرض باشد به نزديك طالبان . عشق ، بنده را به خدا رساند پس عشق از بهر اين معنى فرض راه آمد . - قومى را هرلحظه در خرابات خانه‌ى
فَأَلْهَمَها فُجُورَها
« 1 » ؛ ( سپس پليدكارى و پرهيزگارىاش را به آن الهام كرد . ) ، شربت قهر و كفر مىدهند و قومى را در كعبه « أنا مدينة العلم وعلىٌّ بابها . » ؛ ( من مدينه‌ى علمم و على دَرِ آن است . ) ، شربت « أبيت عند ربّى . » ؛ ( و شب را تا صبح نزد پروردگارم گذراندم . ) مىدهند
وَ تَقْواها
؛ ( و خداوند خوبىها را به نفس الهام فرمود . ) اين حالت باشد و هر دو شربت‌ها پيوسته بر كار است و هر دو طايفه
هَلْ مِنْ مَزِيدٍ
« 2 » ؛ ( آيا زيادتر وجود دارد ؟ ) را جويانند مستان او در كعبه
عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
« 3 » ؛ ( نزد پادشاهى توانايند . ) از شربت
وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً
« 4 » ؛ ( و پروردگارشان باده‌اى پاك به آنان مىنوشاند . ) مستى كنند و طايفه ديگر در خرابات
فَأَلْهَمَها فُجُورَها
« 5 » بىعقلى كنند ، مگر كه هرگز
يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ
« 6 » ؛ ( آن كس كه در سينه‌هاى مردم وسوسه مىكند . ) با تو حرب نكرده است . - اى عزيز
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
« 7 » ؛ ( خدا آنان را دوست مىدارد و آنان [ نيز ] او را دوست دارند . ) را گوش دار يحبّونه آن گاه درست آيد كه همگى خود را روى در يحبّهم آرى ؛ آن گاه او را رسد كه گويد « يحبّهم » كه او به همه اندر رسد . آفتاب همه جهان را تواند
هامش
( 1 ) . سوره‌ى شمس ، آيه‌ى 8 . ( 2 ) . سوره‌ى ق ، آيه‌ى 30 . ( 3 ) . سوره‌ى قمر ، آيه‌ى 55 . ( 4 ) . سوره‌ى انسان ، آيه‌ى 21 . ( 5 ) . سوره‌ى شمس ، آيه‌ى 8 . ( 6 ) . سوره‌ى ناس ، آيه‌ى 5 . ( 7 ) . سوره‌ى مائده ، آيه‌ى 54 .