رحمت خداست كه [ مؤمنان ] بايد شاد شوند » .
- آرام گرفتن اسباب در دل ، منقطع گشتن از اعتماد بر مسببالاسباب است .
- هر كه حقّ را مشاهده كند به سرّ خويش ، جمله كون از دل او بيفتد .
- كسى از وى وصيتى خواست ، گفت :
« إذهب إلى مَن هو خير لك منّى ؛ ودَعنى إلى من هو خيرٌ لى منك . »
برو به طرف كسى كه از من ، براى تو بهتر است و مرا رها كن به سوى كسى كه از تو براى من بهتر است .
- كسى به وى گفت :
« أىّ الأعمال أفضل ؟ »
كدام عملها برتر است ؟
گفت :
« رؤية فضل اللَّه وانشأ يقول :
مشاهده فضل خداوند و اين شعر را خواند :
إن المقادير إذا ساعدت * الحقت العاجز بالحازم .
همانا تقديرات وقتى كه مساعدت كند ، شخص عاجز را به دورانديش ملحق
مىسازد .
- به وى گفتند : فلان كس بر سر آب رود و چنين و چنان كند ، گفت : كسى را كه خدا توفيق دهد به مخالفت هوا ، بزرگتر از آن است كه برآب رود و امور ديگر انجام دهد . « 1 »
هامش
( 1 ) . تذكرة الاولياء ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 255 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 355 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 210 .