تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
توحيده إيّاه توحيدُه * ونعت مَن يَنعته لأحد
يگانه دانستن خداوند ، خودش ، يگانه دانستن است و توصيف كسى كه او را توصيف مىكند الحاد و شرك است . « 1 »

( 2235 ) ابومحمّد ، عبداللَّه محمّد بن عبدالرّحمان باعباد حضرمى « 2 »

از بزرگ‌ترين مشايخ حضرموت و صاحب كرامات است . در ابتداى امر با محمّد بن على باعلوى و سپس با احمد بن جعد مصاحبت نمود و شيخ اباالعيث بن جميل و ديگر بزرگان عرفا را ملاقات كرد و از محضرشان بهره‌ها برد تا اين كه در سال 687 دار دنيا را وداع گفت و در مقبره شهر شبام « 3 » به خاك سپرده شد . « 4 »

( 2236 ) عبداللَّه بن محمّد خرّاز « 5 »

صاحب ورع و تقوى و از كبار مشايخ رى است كه سال‌ها در حرم ، مجاور بود و با
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 3977 ؛ رياض العارفين ، ص 37 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 162 ؛ ج 5 ، ص 115 . ( 2 ) . حضرمى : منسوب به : 1 . حضرموت ، قبيله‌اى بزرگ منشعب از حِمْيَر ؛ 2 . ناحيه‌اى وسيع در جنوب شبه جزيره‌ى عربستان در يَمَن ، البته بسيارى از اهل اين ناحيه به جاهاى ديگر نقل مكان نموده ، ولى نام حَضْرَمِىّ بر آنان محفوظ مانده است ؛ 3 . ناحيه‌ى ديگرى در يمن . ( 3 ) . شِبام : شهرى واقع در يمن . ( 4 ) . كرامات الأولياء . ( 5 ) . خرّاز : 1 . فروشنده‌ى ابريشم و جامه‌ى ابريشمى ، و يا جامه‌ى تافته شده از پشم و ابريشم ؛ 2 . فروشنده‌ى لباسى كه از موىِ حيوانى به نام خزّ درست مىشود ؛ 3 . كسى كه پيشه‌اش دوختن و درست كردن مَشك و مانند آن از پوست حيوانات مىباشد .