تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
پاى جز موزه‌ى تأمل نشايد . - اين راه بىپا و سر مىبايد پيمودن و اين راز را بىزبان و گوش بايد شنودن . - عيب پوش باش نه عيبجوى ، اگر نيكى كسى نگويى ، بارى بدش مگوى . - چون اغيار بگذاشتى ، مسافت از ميان برداشتى و چون از خود بريدى به دوست رسيدى و ديدى آن چه نديدى و ديگر اشارت را در آن جا راه نيست و زبان از اين معنى آگاه نيست . - كمال انسان به تصرّف دل است ، باقى مثال آب و گل است . - با سه تن صحبت بدار : اوّل عالمى كه تو را از عيب بازدارد و تو را پرهيز فرمايد ، دوّم درويشى كه در صحبت او متواضع باشى و به خيرات پيوندى ، سوّم صاحبدلى كه بر سر و روى وى ابر رحمت بارد ؛ باشد كه چيزى از آن بر سر تو بارد . - اى عزيز ! بهترين نعمت‌ها و نيكوترين لذّت‌ها حيات است و جايى كه بىياد خدا صرف شود ممات است . - سخن اوّل و آخر بشنو كه مىگويم به ظاهر كار نه به حُسن عمل است ، كار در قبول ازل است ، سالك را در اين راه دل آگاه بايد از همه چيز اكراه كه نشان سالك اين است و علامت برخود مالك همين است . - بينايان ، درويشانند كه به از دست دادن گنج‌ها رنج نبينند و به داشتن آن روى از دوست نگردانند و مصداق
لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ
« 1 » ؛ ( تا بر آن چه از دست شما رفته اندوهگين نشويد و به [ سبب ] آن چه به شما داده است شادمانى نكنيد . ) اند اگر محنت دهد صبر جويند و اگر منّت نهد شكر گويند ، همه هشياران مستند و بيداران الستند و غنىدلان تنگ دستند ، نه برشادمانى دل بستند و نه از فوت كامرانى جستند . راه‌كوبان هواپرستند ، پاكانند كه از هستى و نيستى برستند و از قفس ما و من جستند ، قُرّاء به حبّ جاه شكستند و در حرم « لى مع اللَّه . » ؛ ( براى من با خدا حالاتى
هامش
( 1 ) . سوره‌ى حديد ، آيه‌ى 23 .