( 2238 ) ابومحمّد ، عبداللَّه بن محمّد راسبى « 1 » بغدادى
از اجلّه اهل معرفت بغداد است كه با احمد بن عطاء رودبارى و احمد بن محمّد جريرى مصاحبت نمود و سال 367 در بغداد از دنيا رفت .
- « إذا امتحن القلب بالتقوى ، ترحّل عنه حبّ الدّنيا وحبّ الشّهوات ، واطّلع على المغيبات ؛ و من لم يمتحن قلبه بالتّقوى ، لا يبرح عن حبّ الدّنيا ، و لم يزَل محجوباً عن المغيبات . »
وقتى كه قلب به تقوى امتحان شود ، حب دنيا و شهوات از آن كوچ مىكند و برامور غيبى اطلاع پيدا مىكند و كسى كه قلبش به تقوى امتحان نشود از محبت دنيا خالى نمىشود و همواره از امور غيبى در حجاب است .
- « المحّبة إذا ظهرت ، افتضح فيها المحبّ ، وإذا كتمت ، قتلت المحبّ كمداً ، ثمّ أنشد :
محبت وقتى آشكار شود ، محبّ در آن رسوا مىشود و وقتى كه پوشيده باشد ، محبّ را با قطعه قطعه كردن مىكشد . سپس اين شعر را خواند :
ولقد أفارقه بإظهار الهوى * عمداً ليستر سرُّه إعلانَه
و به تحقيق با اظهار ميل از او جدا مىشوم از روى عمد ، تا سرّ او آشكار كردنش
را بپوشاند .
ولربّما كتم الهوى إظهارَه * ولربّما فضح الهوى كتمانَه
و چه بسا كه ميل آشكار شدنش را مىپوشاند و چه بسا ميل كتمانش را رسوا
مىكند .
عىّ الحبيبِ لدى الحبيب بلاغة * ولربّما قتل البليغَ لسانُه
عاجز بودن محبّ نزد محبوب از سخن گفتن بلاغ است و چه بسا انسان بليغ را
هامش
( 1 ) . راسبى : منسوب به قبيلهى راسب ، منشعب از قبيلهى بزرگ ازد .