تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
است . ) نشستند ، شب‌ها بر فلك طاعت ، ماهند و روز بر سرير قناعت ، شاهند . - زاهد به بهشت مىنازد و عارف به دوست . - اگر پاى دارى ، در بند او دار و اگر سر دارى ، بسته او دار . هوشدار تا از اين درنيفتى كه اگر از هشت بهشت بيفتى ، به از آن كه از گوشه نظر افتى . - چون به او نگرى ، تو را ناز به و چون به خود نگرى ، تو را نياز به . هر كه نياز بر او برد توانگرش سازد و هر كه بر او ناز كند عزيزش گرداند . - هر كه ده خصلت شعار خود سازد دنيا و آخرت كار خود سازد : با حقّ به صدق ، با نفس به قهر ، با خلق به انصاف ، با بزرگان به خدمت ، با خُردان به شفقّت ، با درويشان به سخاوت ، با دوستان به نصيحت ، با دشمنان به حلم ، با جاهلان به خاموشى و با عالمان به تواضع ، در خانه اگر كس است يك حرف بس است . مناجات - الهى ! به هر كه داغ محنت خود نهادى و خرمن وجودش را به باد دادى . - هر كه تو را شناخت هر چه غير از تو بود بينداخت . - از هر دو جهان مهر تو گزيدم و جامه‌ى پلاس پوشيدم و پرده عافيت دريدم . - توانگران با زر و سيم نازند و درويشان با « نحن قسمنا . » ؛ ( ما قسمت مىكنيم . ) سازند . - روزگارى تو را مىجستم ، خود را مىيافتم ، اكنون خود را مىجويم ، تو را مىيابم . - الهى ! بهشت بىديدار تو زندان است و زندانى را به زندان بردن نه كار كريمان است . - الهى ! همه آتش‌ها در محبّت تو سرد است و همه نعمت‌ها بىلطف تو درد است . - الهى ! اگر به دوزخ فرستى دعوىدار نيستم و اگر به بهشت فرمايى بىجمال تو خريدار نيستم ، مطلوب ما برآر كه جز وصال تو طلبكار نيستم .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 203 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)