تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
- الهى ! غم‌ها با ياد تو سرور است و شادىها بىياد تو غرور است ، سعادتى در دنيا ده كه قيامت دور است . - الهى ! در دل‌هاى ما جز تخم محبّت خود مكار و بر اين جان‌ها جز الطاف مرحمت مكار و بر اين كِشت‌ها جز باران رحمت مبار . شعر
- روز محشر عاشقان را با قيامت كار نيست * كار عاشق جز تماشاى وصال يار نيست از سر كويش اگر سوى بهشتم مىبرند * پاى ننهم گر در آن جا وعده‌ى ديدار نيست عيب است بزرگ بر كشيدن خود را * وز جمله خلق برگزيدن خود را از مردمك ديده ببايد آموخت * ديدن همه‌كس را و نديدن خود را مست توام از باده و جام آزادم * صيد توام از دانه و دام آزادم مقصود من از كعبه و بتخانه تويى * ورنه من از اين هر دو مقام آزادم
- ما وحّد الواحد مِن واحدٍ * إذ كلّ مَن وحّده جاحد
هيچ كس نتوانست خداوند يگانه را توصيف كند ، زيرا هر كس كه او را توصيف كرد انكاركننده است .
توحيد مَن تنطق عن نَعته * عارية أبطلها الواحد
يگانه دانستن كسى كه از صفتش سخن گويد بيهوده است كه خداوند يگانه ، آن را باطل كرده است .