است ، بر من سلام كرد ، به او جواب دادم و گفتم : از كجا هستى ؟ گفت : از خدا ، گفتم : به كجا مىروى ؟ گفت : به سوى خدا ، گفتم : برچه چيزى هستى ؟ گفت : بر خدا ، گفتم : پس توشهات چيست ؟ گفت : تقوى ، گفتم : از چه كسى هستى ؟ گفت : مردى عرب هستم ، گفتم : مطلب را برايم آشكار كن ، گفت : مردى قرشى هستم ، گفتم : آشكار كن ، گفت : مردى هاشمى هستم ، گفتم : ظاهر كن ، گفت : مردى علوى هستم ، سپس اين اشعار را خواند :
فنحن على الحوض روّاده * نذود ونسعد وزّاده
سپس ما بر حوض نگهبانيم ، دفع مىكنيم و سعادتمند مىگردانيم .
فما فاز من فاز إلّابنا * و ما خاب مَن حبّنا زادُه
پس كسى جز به واسطهى ما رستگار نمىشود و كسى كه ما را دوست داشته
باشد در توشهاش خسارت نمىبيند .
و من سرّنا ، نال منّا السّرور * و من سائنا ، ساء ميلادُه
و كسى كه ما را خوشحال كند ، از طرف ما به او سرور مىرسد و كسى كه بدى به
ما كند ، تولّدش بد است .
و من كان غاصباً حقَّنا * فيوم القيامة ميعاده
و كسى كه حقّ ما را غصب كند ، بازگشتش روز قيامت است .
ثمّ قال : أنا محمّد بن علىّ بن الحسين بن علىّ بن أبىطالب ثمّ التفت ، فلم أره فلا أعلم هل صعد الى السّماء ام نزل فى الارض . »
سپس فرمود : من محمّد بن على بن الحسين بن على بن ابيطالب - عليهماالسّلام - هستم ، سپس متوجه شدم و او را نديدم و نفهميدم كه به آسمان بالا رفت يا در زمين فروشد .
- دل دوستان خدا هرگز ساكن نشود .
- ما به اندكى ادب ، محتاجتريم از بسيارى علم .
- مردان سخن بسيار در ادب گفتهاند ، نزد من ، ادب شناختن نفس است .
- پرسيدند : داروى دل چيست ؟ گفت : دور از مردمان بودن .