تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
شعر
- زاهدم از كعبه راند و برهمن را هم نداد * من كيم اكنون از اين جا رانده زآن جا مانده‌ام گر همچو يقينى زخودى باز رهى * دانى كه در اين چمن گل و خار يكى است « 1 »

( 2232 ) ابوعبدالرّحمان عبداللَّه بن مبارك بن واضح مروزى « 2 » ، مولى بنى حنظله

از برجستگان عرفا و صاحب علم و عمل و مقامات عاليه و زهد و خلوت است . خدمت حضرت صادق - عليه السّلام - شرفياب شد و صحبت مشايخ را در بغداد درك كرد . اصل وى از مرو بود ، سپس به بغداد رفت و پس از آن مدتى مجاور مكه بود . بعد به مرو بازگشت و سپس مجاور حجاز شد . ولادتش سال 112 يا 118 واقع گرديد و در ماه مبارك رمضان سال 181 يا 183 در مراجعت از يكى از غزوات در شهر هيت عراق از دنيا رفت و به خاك سپرده شد . حكايت - يك بار در باديه مىرفت و به شتر خود نشسته ، به درويشى رسيد ، پرسيد : اى درويش ما توانگريم ، [ خدا ] ما را به خانه خود خوانده ، شما كجا مىرويد كه طفيلى حساب مىشويد ؟ درويش گفت : چون ميزبان كريم است طفيلى را بهتر پذيرد ! اگر شما را به
هامش
( 1 ) . رياض العارفين ، ص 262 . ( 2 ) . مروزى : منسوب به : 1 . مرو ، مروه شاه جان ، شهر باستانى و بزرگ خراسان قديم واقع در شمال شرقى سَرَخْس ، كه اكنون جزو جمهورى تركمنستان و به مارى تغيير نام پيدا كرده است ؛ 2 . محله‌ى مراوزه يا درب مروزى واقع در بغداد .