تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
حالات وى نقل است : چون نماز صبح به جاى مىآورد ، در جاى خود مىنشست و به ذكر مشغول بود تا آفتاب طلوع كند ، سپس نزد اصحابش مىآمد و مالك زبان خود بود ، يك روز روزه مىگرفت و روز ديگر افطار مىكرد و همواره با لباس نيكو و خوشبو بود ، در ميان خانه‌اش به تنهايى و حالت سكوت و تفكّر مىنشست و از اين كه كسى بر اعمال و اخلاق حسنه‌اش آگاه شود ، كراهت داشت ، با پدر و مادر خود نيكى مىكرد و با ايشان در يك ظرف غذا نمىخورد ، چون از سببش سؤال كردند ، گفت : « أخاف ان يسبق بصرُهما إلى لقمة فآخذُها . » مىترسم كه چشم ايشان به لقمه‌اى بيفتد و من آن را بردارم . روزى مادر وى را خواست ، وى با صداى بلند جواب داد و به خاطر اين كار ، آن روز دو بنده آزاد نمود تا شايد كفاره‌ى پاسخ بلند به مادر گردد . خانه‌هاى بسيار داشت كه در اختيار مساكين قرار داده بود و از آنان اجاره نمىگرفت ، از ترس آن كه مبادا در وقت گرفتن اجاره ، براى آنان ناراحتى پيدا شود . « 1 »

( 2228 ) عبداللَّه غرجستانى « 2 »

صاحب مقامات عاليه و از شاگردان اخلاقى شيخ ركن الدّين علاءالدّولة احمد بن محمّد بيابانكى - متوفى به سال 736 - است كه شيخ التفات و عنايت زيادى به وى داشت . وى به طوس آمد و به تربيت سالكين و طالبين پرداخت تا در يكى از جنگ‌ها با دشمنان به شهادت رسيد . جسدش به طوس حمل و به خاك سپرده شد . « 3 »
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 55 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 3 ، ص 37 . ( 2 ) . غرجستانى : منسوب به كشور غرجستان يا گرجستان . ( 3 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 483 .