مشغول شديد با اصلاح زندگيتان . گفتند : پس با چه چيز براطاعت كمك بگيريم ؟ گفت : با ياد محبوب عبادتكنندگان ، شما اگر از محبت او بنوشيد مانند آن چه كه غير شما چشيده است ، حتماً خواب از چشم شما از فراش پاكيزه و خوشگوارتان از بين مىرود و نشاطى پيدا مىكنيد كه هنگام مناجات صبرتان كم مىشود .
سپس لحظهاى ساكت شد و روى به ايشان كرد و گفت : برادرانم اگر فردا هنگام برانگيخته شدنتان بالاى شتران نفيس نشسته و برپيامبرتان وارد شويد ، شخصى بزرگ و بىهمتا را ديدار خواهيد كرد كه از ديدار او خسته نمىگرديد . گفتند : پس حال زيارت كنندگان نزد او هنگامى كه خداوند را - كه مبارك باد اسمش - قصد داشته باشند كه با ايشان پيامبرشان باشد ، چيست ؟ گفت : ايشان هنگامى كه نزديك خداوند مىشوند ، او به سبب نزديكىشان تجلى كرده ، پس وقتى خداوند صاحب ملك را آشكارا ببينند ، كلامش را شنيده و او نيز كلامشان را مىشنود . گفتند : پس علامت كسى كه خداوند به او شراب محبتش را نوشانيده چيست ؟ گفت :
نشانهاش آن است كه قلبش مريض است به ياد معاد ، بسيار سست است در تمامى امور - دنيايى - ، زياد روزه مىگيرد ، درد شديدى داشته ، عفيف و بازدارندهى خويش است - از امور نامطلوب - قلبش در عرش دور مىزند و خداوند در تمام حالاتش مقصود او مىباشد .
( 1964 ) عابد مجهول
محمّد بن صبيح سماك - متوفى به سال 183 - حكايت ملاقات خود را با وى ذكر كرده . به ترجمه سماك مراجعه شود . « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح حال سمّاك .