او را صدا زدم : اى عابد ! نزدم بايست ، پس ايستاد در حالى كه مىگفت : از قلبم هرعلاقهاى را قطع كن و مشغوليت آن را به خودت ، نه به مخلوقاتت قرار بده .
بر او سلام كردم و از او خواستم برايم از خداوند دعا كند ، گفت : زحمت رنج سير به سوى او را از خود سبك ساز و بر اساس رضاى او سير كن تا اين كه بين تو و بين او علاقهاى نباشد . [ سپس ] از پيش روى من دويد مانند كسى كه از درّنده فرار مىكند . « 1 »
( 1966 ) عابد مجهول
محمّد بن ابىالقاسم هاشمى حكايت او را ذكر مىكند .
( 1967 ) عابده مجهوله
عبدالرّحمان دارانى - قرن سوم - حكايت ملاقات خود را با وى ذكر نموده است .
( 1968 ) سيّد عابدين مجذوب دمشقى « 2 »
عارف بزرگوار و صاحب ولايت و كرامات است كه در قرن 14 قمرى مىزيست .
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح حال ذوالنّون .
( 2 ) . دمشقى : منسوب به دمشق ، پايتخت كشور سوريه .