تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣

( 1565 ) رجل مجهول

على بن محمد مزيّن - متوفى به سال 327 - ملاقات خود با مرد گمنامى را ذكر مىكند ، به شرح حال مزّين رجوع شود . « 1 »

( 1566 ) رجل مجهول راكب

سزاوار است شرح حال اين مرد از حلية الاولياء ابو نعيم اصفهانى ج 4 ص 203 نوشته شود . « 2 »

( 1567 ) رجل مجهول گمنام

ابراهيم خوّاص - متوفى به سال حدود 291 - گويد : وقتى در نهايت گرسنگى به نزديك رى رسيدم ، در ضميرم گذشت كه در اين شهر از معاريف و خداوندان مكنت بسيارند و من نيز در نزد آن‌ها معروف هستم ، شايد براى سدّ جوع ، غذايى نيكو براى من فراهم شود . چون به شهر در آمدم ، شخصى در معبر [ محل عبور ] به منكرى مشغول بود ، او را نهى كردم ، جماعتى از اشرار در من افتادند و آن قدر مرا زدند كه گرسنگى از خاطرم برفت . يكى از آن ميان كه در لباس اوباش بود ، سرفراگوش من در آورد وگفت : اى شيخ گرامى ! انديشه طعام‌هاى رى ، آن گاه دعوى توكل ؟ ! مرا از سخن او تنبّهى دست داد ، ديگر آن گونه چيزها بر ضميرم نگذشت . « 3 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح حال مزين . ( 2 ) . روضه اطهار ( تاريخ حشرى ) ، ج 4 ، ص 203 . ( 3 ) . ر . ك : شرح حال ابراهيم خواص .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 93 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)