اهل معرفت و كمال ومردى وارسته بود . زمانى در اصفهان و بيشتر در شهركرد سكونت داشت و در روز تاسوعا سال 1368 در بيروت ، هنگام مراجعت از مكه معظمه وفات نمود و در همان جا مدفون گرديد .
( 1573 ) رحيم عليشاه مظفر آبادى « 1 »
از صاحب كمالات معنوى است . حاج زين العابدين شيروانى - متوفى به سال 1253 - در سفر خود به مظفر آباد با وى ملاقات نمود و چند گاهى باوى مصاحبت داشت و كلماتى هم از وى نقل مىكند .
( 1574 ) بابا رستم بختيارى « 2 »
پيرى روشن ضمير و صاحب كرامت است كه در عبادت و نماز كوشا بود به گونهاى كه از بس روى پا ايستاده بود در موقع حركت مىشليد و گاهى با لهجهى بختيارى با خداوند مناجات نمود و مىگفت : خدايا ! شلم كردى ، كورم كردى ، ديگر از من چه مىخواهى ؟ ! و سرانجام در سفرى « 3 » كه با شاگردش حاج محمد صادق - متوفى به سال 1290 - به حج روانه مىشود ، به شاه رضا كه مىرسند ، مرحوم بابا مىفرمايد : عمر من به پايان رسيده ، امشب خرقه تهى مىكنم ، مرا غسل بده و با اين لباس احرام ، كفن كن و دفن نما . وى چنان مىكند و پس از سه شب بيتوته بر سر مزار وى باز مىگردد . « 4 »
هامش
( 1 ) . مظفر آبادى : منسوب به مظفرآباد ، از نواحى ترشيز خراسان .
( 2 ) . بختيارى : منسوب به ايل بختيارى ، ساكن در چهارمحال و بختيارى ( واقع در فيما بين اصفهان و فارس و خوزستان ) .
( 3 ) . شرح سفر وى را در كتاب نشان از بىنشانها ، ص 37 ببينيد .
( 4 ) . ر . ك : شرح حال وى را در كتاب نشان از بىنشانها ، ص 35 .