تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
بزرگ‌ترين مردم چيست ؟ گفت : آن كه به خدا از غير بىنياز گردد . گفتم : نيرومندترين مردم كيست ؟ گفت : آن كه به خدا نيرومند باشد . گفتم : چه كسى خسارت و ضرر رسيده است ؟ گفت : آن كه به غير خدا خشنود گردد . گفتم : جوانمردى چيست ؟ گفت : ترك فرود آمدن بر غير خدا . گفتم : كى بنده از خدا دور مىشود ؟ گفت : آن گاه كه غير خدا در دلش جاى گيرد . گفت : چه كسى عمر خود را [ با خسران به سر مىآورد ] ؟ گفت : آن كه عمر خود را در غير طاعت خدا صرف كند . پرسيدم : زهد در دنيا چيست ؟ گفت : ترك هر چيز كه تو را از خدا باز مىدارد . گفتم : نيكبخت كيست ؟ گفت : آن كه به خدا روى آورد . گفتم : بدبخت كيست ؟ گفت : آن كه از خدا روى برگرداند . گفتم : قلب سليم چيست ؟ گفت : قلبى كه غير خدا در آن جاى نگرفته باشد . گفتم : به من بگو روزى تو از كجا است ؟ گفت : از گنجينه‌هاى خدا . گفت : چه ميل دارى ؟ گفت : آن چه خدا مقدر كند . گفتم : توصيه‌اى به من بفرما . گفت : به طاعت خدا عمل كن و به قضاى خدا خشنود باش و با ياد خدا انس گير . تا از برگزيدگان خدا باشى . « 1 »

( 1562 ) رجل مجهول

از كسانى است كه خداوند به خالص ذكر و عناياتش برگزيد و بر مكنون سّرش آگاه ساخت . به حق انس گرفت و از خلق گريخت ، نام وى مخفى ، ولى صاحب حالى عالى بوده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . از كتاب حالة أهل الحقيقه . ( 2 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 167 .