تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
رفت و مزارش در دو فرسخى طوس است . عجب از كسانى كه نسبت به وى بىحرمتى دارند ، شايسته است به تنقيح المقال رجوع شود و تحقيقات وى درباره‌ى آن بزرگوار ، و جواب و اشكال‌هايى را كه به آن بزرگوار شده ملاحظه شود . گفته‌اند : - حضرت رضا - عليه السّلام - فرموده است : « ما استفدنا من المجيى إلى خراسان إلّازيارة خواجه ربيع . » از آمدن به خراسان چيزى جز زيارت خواجه ربيع را بهره نبرديم . - « إنّه يزور ذلك القبر المطهّر كثيراً منذ قدِم طوس . » حضرت از وقتى به طوس تشريف آورد بسيار آن قبر مطهر را زيارت مىفرمود . حكايت چون مادرش گريه وزارى وبيدارى وى مىديد مىگفت : شايد كسى را كشته‌اى ؟ مىگفت : بلى . مادر مىگفت : وى را معرفى كن تا از اهلش حليّت طلبم ، به خدا قسم اگر بدانند تو در چه حالى هستى به تو رحم خواهند كرد و از تو مىگذرند . مىگفت : مادر ، نفس خود را كشته‌ام ! گفتار - گريه زياد مىكرد به طورى كه محاسنش تر مىشد و مىگفت : « لقد أدركنا اقواماً كنّا نعدّ أنفسنا فى جنبهم لُصوصا . » به راستى افرادى را درك كرديم كه خود را در كنار ايشان دزد مىشمرديم . - در ميان خانه خود قبرى كنده بود ، چون در قلب خود احساس قساوت مىكرد در آن مىرفت و هر اندازه مىخواست مىماند . سپس مىگفت :
« رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ . »
پروردگارا مرا برگردان شايد عمل نيكى كه ترك كردم انجام دهم . و اين سخن را تكرار مىكرد سپس به خود خطاب مىكرد :