رفت و مزارش در دو فرسخى طوس است . عجب از كسانى كه نسبت به وى بىحرمتى دارند ، شايسته است به تنقيح المقال رجوع شود و تحقيقات وى دربارهى آن بزرگوار ، و جواب و اشكالهايى را كه به آن بزرگوار شده ملاحظه شود . گفتهاند :
- حضرت رضا - عليه السّلام - فرموده است :
« ما استفدنا من المجيى إلى خراسان إلّازيارة خواجه ربيع . »
از آمدن به خراسان چيزى جز زيارت خواجه ربيع را بهره نبرديم .
- « إنّه يزور ذلك القبر المطهّر كثيراً منذ قدِم طوس . »
حضرت از وقتى به طوس تشريف آورد بسيار آن قبر مطهر را زيارت مىفرمود .
حكايت
چون مادرش گريه وزارى وبيدارى وى مىديد مىگفت : شايد كسى را كشتهاى ؟
مىگفت : بلى . مادر مىگفت : وى را معرفى كن تا از اهلش حليّت طلبم ، به خدا قسم اگر بدانند تو در چه حالى هستى به تو رحم خواهند كرد و از تو مىگذرند . مىگفت : مادر ، نفس خود را كشتهام !
گفتار
- گريه زياد مىكرد به طورى كه محاسنش تر مىشد و مىگفت :
« لقد أدركنا اقواماً كنّا نعدّ أنفسنا فى جنبهم لُصوصا . »
به راستى افرادى را درك كرديم كه خود را در كنار ايشان دزد مىشمرديم .
- در ميان خانه خود قبرى كنده بود ، چون در قلب خود احساس قساوت مىكرد در آن مىرفت و هر اندازه مىخواست مىماند . سپس مىگفت :
« رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ . »
پروردگارا مرا برگردان شايد عمل نيكى كه ترك كردم انجام دهم .
و اين سخن را تكرار مىكرد سپس به خود خطاب مىكرد :