نور الحكمة . »
همانگونه كه چشمهاى ضعيف نمىتوانند به شعاع خورشيد نگاه كنند ، همچنان دلهاى محبين دنيا نيز نمىتوانند به نور حكمت بنگرند .
- « عليك بمجالس الذكر وحسن الظنّ بمولاك ، وكفى بها خيراً . »
بر تو باد به مجالس ذكر و گمان خوب داشتن به مولايت وبس است خوب بودن آن برايت .
حكايت
- از وى نقل است كه گفت : نزد ابرد بن ضرار رفتم ، به من گفت :
« هل طالب بك الليالى والأيام ؟ فقلتُ له : بمَ ؟ قال : بالشوق إلى لقاء اللَّه . »
آيا هيچ شده كه شبها وروزها از تو مطالبه وباز خواست نمايند ؟ گفتم : به چه چيز مطالبه كنند ؟ گفت : به شوق لقاء خداوند .
سخنى نگفتم ، نزد رابعه رفتم و گفتم :
« تلثمي بثوبك واستتري بجَهدك . »
با جامهى خويش لب و دهان و روى خويش را بپوشان و با تمام توان خود را مستور و محجوب نما .
ابرد بن ضرار از من مسألهاى پرسيد ، نتوانستم جواب وى را بگويم . پرسيد : چه سؤالى ؟ كلام وى ذكر كردم . پرسيد : چه گفتى ؟ گفتم : هيچ ؛ زيرا اگر مىگفتم « بله » دروغ گفته بودم و اگر مىگفتم : « خير » خود را رسوا نموده بودم . شنيدم رابعه پيراهن خود را پاره مىكرد و مىگفت : « لكنّى نعَم . » « 1 » ؛ ( ولى من بله . )
- كسى گويد : شبى نزديك مقابر ايستاده بودم ، چون گذر از جمعيت خلوت شد ، رباح از پيش من گذشت ، مىشنيدم مىگريد و اين كلمات را مىگويد :
هامش
( 1 ) . يعنى آرى شب و روز پيوسته نسبت به شوق به لقاى حضرت حق باز خواست مىكنند وهمواره چنين هستند .