نمىشوى از من آن چه را كه راضى شد به آن كسى كه بهتر از تو بود از كسى كه بهتر از من بود ، دربارهى كسى كه بدتر از على بود ، پرسيد چه كسى بود آن ؟ گفت : خدا ، از عيسى راضى شد در حالى كه او از من بهتر بود ، وقتى كه دربارهى بنىاسرائيل كه از على بدتر بودند گفت : « اگر عذابشان كنى ، آنان بندگان تواند و اگر بر ايشان ببخشايى تو خود ، توانا و حكيمى . » ) راوى مىگويد : نگاه كردم ديدم عبدالملك غضبش فرو مىريزد ، سپس دستور داد وى را رها كنند ، چون رهايش كردند باز چون اوّل شروع كرد با طمأنينه و وقار راه رفتن . بعد از آن فهميدم وى طلحة بن مصرف است . « 1 »
( 1952 ) طلق بن حبيب
از صلحا و متعبّدين است كه جابر ابن عبداللَّه را ديدار نمود .
گفتار
- « إنّ حقوق اللَّه أعظم من أن يقوم بها العباد ؛ وإنّ نعم اللَّه أكثر من أن تُحصى ؛ و لكن أصبحوا تائبين وأمسوا تائبين . »
همانا حقوق خداوند بزرگتر از آن است كه بندگان بتوانند به آن قيام كنند و نعمتهاى او بيشتر از آن است كه شمارش شود و لكن صبح و شب كنيد در حالى كه توبه كننده هستيد .
- كسى به وى گفت :
« صِف لنا من التّقوى شيئاً يسيراً نحفظه ، فقال : إعمل بطاعهاللَّه على نور من اللَّه ، ترجو ثواب اللَّه ؛ والتّقوى ، تركُ المعاصى على نور من اللَّه مخافة عقاب اللَّه عزّوجلّ . »
تقوى را براى ما به اندازهى كمى توصيف كن تا آن را حفظ كنيم ، پس گفت : به
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 5 ، ص 14 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 37 .